شرح ( پرسش و پاسخ )
75 - نظر مصنّف نسبت به مفهوم داشتن وصف و آنچه كه در حكم وصف بوده چيست ؟
( الظّاهر انّه . . . مطلقا ) ج : مىفرمايد : ظاهر آن است براى وصف « 1 » و آنچه كه به حكم وصف بوده ، « 2 »
هامش
( 1 ) - به عبارت ديگر ، مقصود از وصف ، مشتقّ نحوى است كه حمل بر ذات شده و دلالت مىكند بر عنوان منطبق بر ذات به لحاظ تلبس آن به مبدأ خارجى . بنابراين ، شامل مشتقّات اصولى كه جامد بوده مثل زوج ، زوجه و عبد نمىشود . چنانچه شامل مشتقّات نحوى كه جامد بوده مثل فعل و مصادر نيز نمىشود . به بيان ديگر وصف در اصول ، عبارت از مشتقّى است كه حمل بر ذات شده و قيد براى موضوع حكم قرار گرفته و دايرهء موضوع را مقيّد و كوچك كند . بنابراين شامل مىشود :
الف : نعت نحوى : مثل « اكرم رجلا عالما » يا « فى الغنم السّائمة زكات » .
ب : حال : مثل « اكرم زيدا راكبا » .
ج : تمييز : مثل « جئنى به سوار ذهبا » يا « لان يمتلئ بطن الرجل قيحا خير من ان يمتلى شعرا » .
د : مفعول له : مثل« وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ » .ه : ظرف و جار و مجرور : مثل « اكرم زيدا يوم الجمعة » و « اكرم زيدا فى المدرسة » البتّه بايد توجّه داشت ظرف و جار و مجرور به اعتبار متعلّقشان يا حال مىباشند چنان كه همچون دو مثال يادشده بعد از معرفه قرار گيرند و يا نعت و صفت مىباشند چنان كه بعد از نكره قرار گيرند . مثل آنكه گفته شود « اكرم رجلا يوم الجمعة » و « اكرم رجلا فى المدرسة » .
( 2 ) - مقصود از آنچه كه به حكم وصف مىباشد يعنى وصف ، وصف مشترك بين نحوى و اصولى كه گفته شد نبوده ولى كنايه از وصف است . به عبارت ديگر ، كلام به گونهاى است كه تحليل آن ، مفيد وصف بوده و دربردارندهء آن مىباشد . چنان كه مرحوم محقّق مشكينى در حاشيه كفايه ، شاهد مثال را اين حديث نبوى در « صحيح بخارى 8 / 45 و مستدرك احمد حنبل 1 / 181 » ذكر مىكنند . « لان يمتلئ بطن الرّجل قيحا خير من ان يمتلئ شعرا » اگر شكم مرد از كثافات و آلودگيها پر باشد ، بهتر است از آنكه از شعر پر باشد . اگر كلام را تحليل كنيم در واقع چنين است : « امتلاء بطن الرجل من الشّعر يكون قيحا » . كلمهء « امتلاء » كنايه از كثرت و زيادى است . پس معناى كلام چنين است : « شعر كثير بد است » حال اگر وصف مفهوم داشته باشد ، مفهومش مىشود « شعر قليل بد نيست » .