شرح ( پرسش و پاسخ )
68 - به نظر مصنّف با توجه به تحقيق و بيانى كه در لزوم تصرّف در جملهء شرطيّه بنا بر قول به تداخل داشتند چه چيزى روشن مىشود ؟
( و قد انقدح . . . معرّفات او مؤثّرات ) ج : مىفرمايد : الف : روشن مىشود آنچه كه نافع و مفيد براى قول به تداخل مىباشد يكى از توجيهاتى است كه در وجوه سهگانه ذكر شد نه اينكه اسباب شرعيّه ، معرّفات براى جزاء مىباشند و نه مؤثّرات . « 1 »
ب : وجهى نيست براى كلام فخر المحقّقين و ديگران « 2 » در مبتنى كردن مسئلهء تداخل و عدم تداخل بر اينكه اسباب شرعيّه ، معرّفات باشند يا مؤثّرات . « 3 »
هامش
( 1 ) - يعنى دليل قائل شدن به تداخل ، همان تنافى است كه بين ظهور جملهء شرطيّه در حدوث عند الحدوث با ظهور اطلاقى جزاء در حدوث مطلوب و حقيقت واحده بودن متعلّق حكم در جزاء بوده و راه تصرّف و قول به تداخل نيز يكى از وجوه سهگانه بود كه ذكر شد . نه اينكه محذور براى قول به تداخل و عدم تداخل ، عبارت از كلام فخر المحقّقين و ديگران باشد كه آيا شروط و اسباب شرعيّه ، مؤثّرات و علل حقيقى بوده تا قائل به عدم تداخل شد و يا شروط و اسباب ، معرّفات و كاشف از علل حقيقى بوده تا قائل به تداخل شد .
( 2 ) - فخر المحقّقين ، ابو طالب محمّد بن جمال الدّين حسن بن يوسف المطهّر الحلّى فرزند علّامه حلّى و مقصود از ديگران نيز فاضل نراقى بوده كه شيخ اعظم انصارى در « مطارح الانظار / 175 الهداية السّادسة من القول فى المفهوم و المنطوق » حكايت كرده است نسبت چنين قولى را به فخر المحقّقين و اينكه فاضل نراقى در « العوائد » از ايشان تبعيّت كرده است .
( 3 ) - مقصود از مؤثّرات بودن اسباب شرعيّه آن است كه اسباب شرعيّه ، همانند اسباب و علل حقيقى در نظام تكوين بوده و علّت حقيقى براى تحقّق معلول باشند . مثلا همانطور كه احتراق ، علّت براى دود بوده و يا آتش علّت براى گرما مىباشد ، بول يا نوم نيز علّت براى حدوث جزاء يعنى وجوب وضوء باشد .
در اين صورت ، چون هر علّتى در عالم خارج ، معلول خودش را مىخواهد و دو علّت نمىتواند بر يك