61 - وجه سوّم از تصرّف در ظهور جملهء شرطيّه در جانب شرط ، بنا بر قول به تداخل چگونه مىباشد ؟
( او الالتزام بحدوث . . . تاكّد وجوبه عند الآخر ) ج : مىفرمايد : ملتزم شد به اينكه از ظهور شرطيّه رفع يد نكنيم بلكه هر شرطى ، اثر خودش را دارد ولى اكتفاء به عمل واحد شود و اجتماع مثلين هم نمىشود . چرا كه اثرى كه با شرط اوّل مثلا بول حادث مىشود عبارت از وجوب وضوء بوده ولى اثرى كه با شرط دوّم مثلا نوم حارث مىشود ، تأكيد وجوب وضوى سابق است . « 1 »
62 - نظر مصنّف نسبت به وجوه سهگانه تصرّف در ظهور جملهء شرطية بنا بر قول به تداخل چيست ؟
( و لا يخفى انّه لا وجه . . . ما لم يكن فى البين ما يثبته ) ج : مىفرمايد : وجوه سهگانه داراى دو اشكال مىباشد . الف : هر سه وجه مبنى بر رفع يد از ظاهر جملهء شرطيّه مىباشد ، و حال آنكه رفع يد از ظهور و منطوق كلام وقتى است كه دليل و قرينهاى باشد درحالىكه قرينه وجود ندارد . پس اشكال رفع يد از ظاهر ، مشترك
هامش
واحده بودن متعلّق جزاء دارد . ثانيا : اين جواب مبتنى بر قائل بودن به اجتماع امر و نهى بوده و حال آنكه مستشكل از قائلين به جواز اجتماع امر و نهى نيست و گرنه نبايد اشكال اجتماع دو حكم متماثل در وجود واحد را مطرح مىكردند . ثالثا : وضوء در خارج يكى است و به اعتبار ماهيّتى كه دارد نيز يكى است و تنظير با مثال سابق نيز گفته شده درست نمىباشد . چرا كه وجود عالم با وجود فرد سيّد در خارج حقيقتا دو تا مىباشد چنان كه وجود عالم سيّد با وجود عالم غير سيّد و با وجود سيّد غير عالم نيز متفاوت است . خلاصه آنكه تصرّف دوّم از پايه داراى اشكال بوده و شايد عبارت « فافهم » اشاره به همين مطالب باشد .
( 1 ) - به عبارت ديگر ، اجتماع دو حكم متماثل بر وجود واحد وقتى محال است كه اجتماع دو وجوب اصلى تأسيسى باشد . ولى اجتماع دوحكم متماثل كه يكى اصلى و ديگرى تأكيدى بوده ، مانعى ندارد .
چرا كه در مثال يادشده ، وجوب تأكيدى در واقع همان وجوب اوّلى بوده كه تأكيد شده و اصلا دو وجوب نيست تا اجتماع دو حكم متماثل شود و بعد گفته شود ؛ اجتماع دو حكم متماثل بر شىء واحد ، محال است .