تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بان يكون الخ : اين عبارت ، توجيه براى اين قول مىباشد . فى كلّ منهما ليس بعنوانه الخاصّ : ضمير در « منهما » به دو جملهء شرطيّه و ضمير در « ليس » كه اسم آن بوده به شرط و ضمير در جار و مجرور « بعنوانه » كه خبر براى « ليس » بوده نيز به شرط برگشته و كلمهء « الخاصّ » صفت « عنوانه » بوده و مقصود از عنوان خاصّ ، خفاى اذان و خفاى جدران مىباشد . بل بما هو مصداق لما يعمّهما من العنوان : كلمهء « بل » عاطفه و اضرابيّه بود و بعدش را عطف به « بعنوانه » مىكند . يعنى « بل يكون الشرط بما هو الخ » ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى شرط برگشته و ضمير فاعلى در « يعمّهما » به ماء موصوله و ضمير تثنيه مفعولىاش به دو شرط يعنى خفاى اذان و خفاى جدران برگشته و كلمهء « من العنوان » كه مقصود از آن ، قدر مشترك بوده ، بيان براى ماء موصوله مىباشد . يساعد على الوجه الثّانى : ضمير در « يساعد » به عرف برگشته و مقصود از « الوجه الثّانى » رفع يد كردن از مفهوم در دو جملهء شرطيّه مىباشد . يعيّن هذا الوجه : ضمير در « يعيّن » به عقل برگشته و مقصود از « هذا الوجه » وجه اخير يعنى شرط عبارت از قدر مشترك بوده مىباشد . بملاحظة انّ الخ : اين عبارت ، توجيه و دليل براى حكم عقل مىباشد . بما هى مختلفة : ضمير « هى » به امور متعدّده برگشته و مقصود از عبارت ، آن است كه هريك از اين دو شرط به جهت آنكه علّت مستقلّ از ديگرى براى وجوب قصره بوده باهم مختلف و متباين با يكديگر مىباشند . كل منهما مؤثّرا فى واحد : ضمير در « منهما » به دو شرط يعنى خفاى اذان و خفاى جدران برگشته و مقصود از « واحد » جزاى واحد يعنى وجوب قصر مىباشد . فانّه لا بدّ الخ : ضمير در « فانّه » به معناى شأن مىباشد .