ترجمه :
قول به امتناع و مقدمات اين قول
مقدمه اول : تضاد احكام خمسه
يكى از آنها ( مقدّمات ) : اينكه همانا شكّى نيست در اينكه همانا احكام پنجگانه ، متضادّ هستند در مقام فعليّت داشتن آنها ( احكام خمسه ) و رسيدن آنها ( احكام خمسه ) بر مرتبهء بعث و زجر ، به دليل ضرورى بودن ثبوت منافات و معاندت تمام بين بعث به جانب واحدى در زمانى و زجر از آن ( واحد ) در آن زمان و اگرچه نباشد بين آنها ( احكام خمسه ) مضادّهاى تا وقتى كه نرسند ( احكام خمسه ) به آن مرتبه ( مرتبهء بعث و زجر ) ، به دليل منافات و معاندت نداشتن بين وجودات انشايى آنها ( احكام خمسه ) قبل از رسيدن به آن ( مرتبهء فعليّت ) ، چنان كه مخفى نمىباشد . پس مستحيل بودن اجتماع امر و نهى در واحد ، نمىباشد ( استحاله ) از باب تكليف كردن به محال ، بلكه از جهت آن است كه آن ( تكليف ) خودش ( تكليف ) محال است ، پس جايز نمىباشد ( اجتماع امر و نهى ) نزد شخصى كه تجويز مىكند تكليف كردن به غير مقدور را همچنين ( مثل شخصى كه تجويز نمىكند تكليف به غير مقدور را ) .
مقدمه دوم : تعلق احكام به افعال مكلفين
دوّمين آنها ( مقدّمات ) : اينكه همانا شبههاى نيست در اينكه همانا متعلّق احكام ، آن ( متعلّق احكام ) فعل مكلّف است و آنچه ( عملى ) كه آن ( عمل ) در خارج صادر مىشود ( عمل ) از او ( مكلّف ) و او ( مكلّف ) فاعل آن ( عمل ) و جاعل آن ( عمل ) است ، نه آنچه ( طبيعتى ) كه آن ( طبيعت ) اسم آن ( عمل ) است - و اين روشن است - و نه آنچه ( وصفى ) كه آن ( وصف ) عنوان آن ( عمل ) است از آنچه ( فعلى ) كه انتزاع شده است ( عنوان ) از آن ( فعل ) بهگونهاى كه اگر نباشد انتزاع آن ( عنوان ) تصوّرا و [ نباشد ] اختراع آن ( عنوان ) ذهنا ، هرآينه نمىباشد به مقابل آن ( معنون ) شىء خارجا - و مىباشد ( عنوان ) خارج محمول ، همچون ملكيّت و زوجيّت و رقّيّت و حرّيّت و غصبيّت تا غير اينها از اعتبارات و اضافات ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا بعث نيست ( بعث ) به جانب آن ( عنوان ) و زجر نمىباشد ( زجر ) از آن ( عنوان ) ، و همانا اخذ مىشود ( عنوان ) در متعلّق احكام به