تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣

فصل دهم : واجب كفائى

فصل در واجب كفائى است . و تحقيق ، آن است كه همانا اين ( واجب كفائى ) سنخى از وجوب است ، و براى آن ( واجب كفائى ) تعلّقى است به هريك ( هريك از مكلّفين ) به گونه‌اى كه اگر اخلال كنند به امتثال آن ( واجب كفائى ) همه ( همهء مكلّفين ) هرآينه معاقب مىشوند ( همه ) بر مخالفت كردن آن ( واجب كفائى ) همگى ، و اگرچه ساقط مىشود ( واجب ) از ايشان ( همه ) اگر اتيان كند به آن ( واجب كفائى ) بعضى از ايشان ( همه ) ، و اين ( اتيان بعض موجب سقوط تكليف از بقيّه بوده ) براى آن است كه همانا اين ( اتيان بعض موجب سقوط تكليف از بقيّه بوده ) اقتضاى چيزى ( امرى ) است كه وقتى باشد در آنجا ( امر آمر ) غرض واحدى كه حاصل مىشود ( غرض واحد ) با فعل واحدى كه صادر شده از همه يا بعض ، چنان كه همانا ظاهر ، آن ( ظاهر ) امتثال همه است اگر بياورند ( همه ) به آن ( واجب كفائى ) يك دفعه ، و مستحقّ بودنشان ( همه ) براى ثواب و ساقط شدن غرض با فعل همه ، چنان كه اين ( سقوط غرض با فعل همه ) اقتضاى وارد شدن علّت‌هاى متعدّده بر معلول واحد است .

فصل يازدهم : واجب موقت و موسع

فصل : مخفى نيست همانا و اگرچه مىباشد زمان از آنچه ( امورى ) كه چاره‌اى نيست از آن ( زمان ) عقلا در واجب مگر آنكه همانا اين ( زمان ) گاهى از چيزى ( امورى ) است كه براى آن ( زمان ) دخالتى است در اين ( واجب ) شرعا ، پس مىباشد ( واجب ) موقّت ، و زمانى ديگر دخالتى نيست براى آن ( زمان ) در اين ( واجب ) اصلا ، پس اين ( واجب ) غير موقّت است . و موقّت يا اينكه مىباشد زمان اخذ شده در آن ( موقّت ) به اندازهء آن ( واجب ) پس مضيّق است ، و يا اينكه مىباشد ( زمان ) وسيع‌تر از آن ( واجب ) پس موسّع است . و مخفى نباشد بر تو اينكه همانا موسّع ، كلّى است ، همان‌طورىكه مىباشد براى آن ( موسّع ) افراد دفعى ، مىباشد براى آن ( موسّع ) افراد تدريجى كه مىباشد تخيير بين آنها ( افراد تدريجى ) همچون تخيير بين افراد دفعى آن ( موسّع ) عقلى . و وجهى نيست براى
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 593 | حسن سيد اشرفى