تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
هامش
ج : همان‌طور كه نقيض يك واجب ، متّصف به حكم متضادّ آن واجب بوده ، چنان كه در بند « الف » گذشت ، ملازم نقيض آن واجب نيز متّصف به حكم متضادّ آن واجب مىباشد . مثلا ترك نماز وقتى واجب باشد ، نقيض ترك نماز ( رفع ترك نماز ) حرام مىباشد . حال ، ملازم نقيض واجب ، مثلا فعل صلاة كه در خارج ، مصداق براى رفع ترك صلاة بوده نيز مثل خود رفع ترك نماز ، حرام مىباشد . بنا بر قاعدهء يكسان بودن متلازمين در حكم كه در پاورقى بعدى توضيحش خواهد آمد . با توجه به موارد فوق ، مستشكل مىگويد : قبول داريم كه فعل ضدّ ( خواندن نماز ) بنا بر قول به مقدّمهء موصله ، نقيض براى ترك نماز كه واجب بوده نيست تا به حكم نقيض واجب بودن ، محكوم به حرمت شود . زيرا ترك نماز به قيد ايصال است كه مقدّمه بوده و به عنوان مقدّمه ، واجب مىباشد . بنابراين ، ترك خاصّ ( ترك نماز به قيد ايصال ) مقدّمه براى انقاذ غريق بوده و نقيض ترك خاصّ ، عبارت از رفع ترك خاصّ ( رفع ترك نماز به قيد ايصال ) بوده كه فعل صلاة ( نماز خواندن ) مصداق و لازم براى رفع ترك خاصّ مىباشد . به عبارت ديگر ؛ رفع ترك خاصّ ، اعمّ از فعل ضدّ عبادى ( نماز خواندن ) و ترك ضدّ مجرّد از ذى المقدّمه مىباشد . به بيان ديگر ؛ مكلّف وقتى بخواهد نقيض ترك خاصّ ( رفع ترك نماز به قيد ايصال ) را در خارج محقّق كند به دو صورت انجام مىدهد . يا مشغول به خواندن نماز مىشود و يا نماز خواندن را ترك كرده ( نماز نمىخواند ) و انقاذ غريق ( اتيان ذى المقدّمه و واجب اهمّ ) نيز نمىكند . بنابراين ، فعل صلاة و ترك ضدّ مجرّد يعنى ترك كردن نماز كه انقاذ غريق را به دنبال ندارد ، دو مصداق و دو ملازم براى نقيض ترك خاصّ ( رفع ترك نماز به قيد ايصال ) مىباشند . گفته شد ؛ همان‌طور كه نقيض يك واجبى ، متّصف به حكم متضادّ آن واجب بوده ، ملازم نقيض آن واجب نيز متّصف به حكم متضادّ آن شىء مىباشد . نتيجه آنكه ؛ وقتى ترك صلاة به عنوان مقدّمه براى انقاذ غريق ، واجب بوده - بنا بر قول به ملازمه - نقيض ترك صلاة كه رفع ترك صلاة و همچنين ملازم اين نقيض ، متّصف به حكم متضادّ واجب يعنى حرمت بوده و يكى از ملازم و مصاديق نقيض ترك صلاة يعنى يكى از ملازم و مصاديق رفع ترك صلاة ، عبارت از فعل صلاة ( نماز خواندن ) بوده و فعل صلاة بنا بر قول به مقدّمهء موصله نيز باطل و فاسد مىباشد . شيخ در ادامه مىفرمايد : اگر بگوئيد كه ملازم و مصداق نقيض واجب ، همچون خود نقيض آن واجب ،
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 372 | حسن سيد اشرفى