تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

نكات دستورى و توضيح واژگان

و منها تقسيمه الخ : ضمير در « منها » به تقسيمات واجب و در « تقسيمه » به واجب برمىگردد . و ايجابه لا يكاد يكون بلا داع : كلمهء « ايجابه » عطف تفسيرى به « طلب شىء » بوده و ضمير در آن به « شىء » و در « يكون » به طلب شىء برگشته و كلمهء « داع » در اصل « داعى » بوده و اعلال « قاض » در آن صورت گرفته است . فان كان الداعى فيه هو التّوصل به الخ : كلمهء « الداعى » اسم « كان » و جار و مجرور « فيه » كه ضمير در آن به شىء برگشته ، متعلّق به « الدّاعى » ، ضمير « هو » ضمير فصل و به « الدّاعى » برگشته و كلمه « التّوصل » خبر براى « كان » و ضمير در « به » به شىء برگشته و « كان » با اسم و خبرش ، شرط براى « ان » و جوابش جملهء « فالواجب غيرىّ » مىباشد . لا يكاد التّوصّل بدونه اليه : ضمير در « بدونه » به شىء و در « اليه » به واجب برگشته و اين جمله ، صفت براى « واجب » مىباشد . لتوقّفه عليه : ضمير در « لتوقّفه » به واجب و در « عليه » به شىء برمىگردد . فالواجب غيرىّ : كلمهء « الواجب » مبتدا و كلمه « غيرىّ » خبر و اين جمله ، جواب شرط مىباشد . و الّا فهو نفسىّ : يعنى « و ان لم يكن الدّاعى فيه هو التّوصّل به الى واجب فهو نفسىّ » ضمير « هو » به واجب برمىگردد . بنفسه : ضمير در « بنفسه » به « الواجب » برمىگردد . او محبوبيّته بما له من فائدة مترتّبه عليه : ضمير در « محبوبيّته » كه عطف به « محبوبيّة » بوده به واجب و ضمير در « له » و در « عليه » به واجب برگشته و كلمهء « من » بيان ماء موصوله كه مجرور به « باء » بوده و اين جار و مجرور متعلّق به « محبوبيّته » مىباشد . هذا : به معناى « خذ ذا » يعنى اين تعريف را داشته باش .