برگشت به اين مىكند آيا تعبدا عمل برطبق خبر واحد واجب است همانند وجوب عمل به خود سنّت كه فعلا به وسيله خبر واحد حكايت شده يا واجب نيست ؟ و وجوب عمل به سنّت از طريق خبر واحد اگرچه بحث از عوارض است ولى از عوارض خبر واحد است و نه سنّت .
32 - جمعبندى مصنّف در رابطه با نظر شيخ انصارى و مؤيّدين او چيست ؟ ( و بالجملة الثّبوت . . . فتأمّل جيّدا )
ج : مىفرمايد : خلاصهء كلام آنكه در بحث حجيّت خبر واحد و بحث تعادل و ترجيح اگر مقصود ، ثبوت واقعى سنّت باشد آنوقت بحث از مفاد كان تامه بوده و مؤيّدين شيخ هم قبول داشتند كه بحث از عوارض سنّت نمىباشد . و اگر منظور ثبوت تعبّدى سنّت يعنى « وجوب العمل » باشد اگرچه بحث از عوارض بوده ولى گفته شد كه بحث از عوارض سنّت نبوده بلكه بحث از عوارض خبر حاكى از سنّت مىباشد .
33 - همه اين اشكالات بر اينكه ادلّهء اربعه نمىتواند موضوع علم اصول باشد در چه صورتى است ؟ ( توضيح از خارج )
در صورتى كه سنّت را بنا بر مشهور تعريف كنيم كه عبارت باشد از نفس قول ، فعل و تقرير معصوم عليه السّلام .
34 - تعريف سنّت بنا بر قول ديگر چيست ؟ ( و امّا اذا كان . . . يعمّ حكايتها )
ج : مىفرمايد : عبارت است از نفس قول ، فعل ، تقرير معصوم و خبر حاكى از آنها . به عبارت ديگر خبر واحد نيز سنّت است . « 1 »
35 - اگر سنّت را اعمّ از قول ، فعل ، تقرير معصوم و خبر حاكى از آن يعنى خبر واحد بگيريم آيا مىتوان موضوع علم اصول را ادلّهء اربعه گرفت ؟ چرا ؟ ( الّا انّ البحث . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : باز هم نمىتوان موضوع علم اصول را ادلّهء اربعه گرفت چرا كه بسيارى از
هامش
( 1 ) - « الفصول الغرويّة / 12 » .