كان ناقصه تا بحث از عوارض موضوع باشد ، چرا كه بحث از عوارض موضوع است كه مفاد كان ناقصه است . به بيان ديگر ، وقتى سنّت وجود داشته باشد و بحث از عوارض آن شود بحث از مفاد كان ناقصه خواهد بود ، ولى وقتى بحث از ثبوت خود سنّت باشد كه آيا سنّت وجود دارد يا نه به اين معنا كه در خبر حاكى آيا قول معصوم وجود دارد يا نه ، آنوقت بحث از مفاد كان تامّه بوده و بحث از عوارض سنّت نخواهد بود .
29 - ثبوت واقعى و ثبوت تعبّدى در رابطه با بحث از حجيّت خبر واحد و مباحث تعادل و ترجيح به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : ثبوت واقعى : يعنى با خبر واحد و با يكى از دو خبر ترجيح داده شده و يا مخيّر شده در باب تعارض اثبات شود تحقّق قول ، فعل و يا تقرير معصوم عليه السّلام .
ثبوت تعبّدى يعنى : مشروعيّت عمل به خبر واحد كه حاكى از سنّت است . به عبارت ديگر ، تعبّد به قول معصوم بوده كه خبر واحد حاكى از آن مىباشد .
30 - در دفاع از نظر شيخ انصارى رحمه اللّه و در جواب به مصنّف چه گفته شده است ؟ ( لا يقال : هذا . . . كان النّاقصة )
ج : مىفرمايد : مؤيّدين شيخ انصارى رحمه اللّه در جواب به مصنّف مىگويند : اگر منظور در بحث از حجّيّت خبر واحد و مباحث تعادل و ترجيح ، اثبات واقعى سنّت باشد حقّ با مصنّف است . زيرا بحث از اثبات خود سنّت و مفاد كان تامه بوده و نه بحث از عوارض سنّت ، ولى اگر غرض ، اثبات تعبّدى سنّت باشد چنانچه مهمّ در مباحث خبر واحد و تعادل و ترجيح نيز همين است آنوقت بحث از عوارض سنّت بوده كه مفاد كان ناقصه است . يعنى بحث است كه آيا مىتوان تعبّد به قول معصوم از طريق خبر واحد داشت يا نه ؟ به عبارت ديگر آيا وجوب عمل به قول معصوم از طريق خبر واحد اثبات مىشود يا نه ؟
31 - جواب مصنّف به مؤيّدين شيخ انصارى چيست ؟ ( فانّه يقال : نعم . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : ثبوت تعبدى اگرچه بحث از عوارض است ولى ثبوت تعبّدى عارض بر سنّت نيست ؛ بلكه عارض بر خبر حاكى از سنّت مىباشد . چرا كه معناى ثبوت تعبّدى