شده به واسطهء آن ( خبر ) ، و اين ( وجوب عمل برطبق خبر ) از عوارض آن ( خبر حاكى ) است نه عوارض اين ( سنّت ) چنان كه مخفى نمىباشد .
و خلاصه : آنكه ثبوت واقعى نيست ( ثبوت واقعى ) از عوارض و تعبّدى و اگرچه مىباشد ( تعبّدى ) از آن ( عوارض ) الّا اينكه همانا آن ( ثبوت تعبّدى ) نيست ( ثبوت تعبّدى ) براى سنّت بلكه [ مىباشد ] براى خبر ، پس خوب تأمّل كن . و اما وقتى باشد مقصود از سنّت چيزى ( معنايى ) كه شامل شود ( معنا ) حكايت آن ( سنّت ) را ، پس براى اينكه همانا بحث در اين مباحث و اگرچه مىباشد ( بحث ) از احوال سنّت به اين معنا مگر اينكه همانا بحث در غير واحدى ( تعداد زيادى ) از مسائل آن ( اصول ) همچون مباحث الفاظ و پارهاى از غير آن ( مباحث الفاظ ) اختصاص پيدا نمىكند ( بحث ) ادلّه را . بلكه شامل مىشود ( بحث ) غير آنها ( ادلّه ) را اگرچه مىباشد مهمّ ، شناخت احوال خصوص آنها ( ادلّه ) چنان كه مخفى نمىباشد .
و تأييد مىكند اين ( عدم اختصاص ) را تعريف اصول به اينكه همانا آن ( علم اصول ) علم به قواعدى است آماده شده براى استنباط احكام شرعيّه و اگرچه مىباشد سزاوارتر تعريفش ( علم اصول ) به اينكه همانا آن ( علم اصول ) صناعتى است كه شناخته مىشود به واسطهء آن ( صناعت ) قواعدى كه ممكن است واقع شوند ( قواعد ) در طريق استنباط احكام يا آنچه كه منتهى مىشود به آنها ( احكام شرعيّه ) در مقام عمل بنا بر اينكه همانا مسئلهء حجّيت ظنّ بر حكومت است و مسائل اصول عمليّه در شبهات حكميّه از اصول است چنان كه آن ( مسائل اصول علميّه در شبهات حكميّه ) چنين ( از اصول ) است ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا وجهى نيست براى ملتزم شدن به استطراد در مثل اين مهمّات ( مباحث مهم ) .
[ امر دوّم : تعريف و اقسام وضع ]
امر دوم : وضع ، آن ( وضع ) نوعى اختصاص پيدا كردن لفظ به معناست و ارتباطى خاصّ بين آن دو ( لفظ و معناست ) است كه ناشى از تخصيص دادن آن ( لفظ ) به اين ( معنا )