معنايى باشد كه علاوه بر نفس قول ، فعل و تقرير معصوم ، شامل خبر حاكى از آنها نيز بشود .
فى تلك المباحث : منظور مسئله حجيّت خبر واحد و عمده مسائل تعادل و ترجيح مىباشد .
و ان كان عن احوال السّنّة بهذا المعنى : ضمير در « كان » به « البحث » برگشته و منظور از « بهذا المعنى » يعنى معنايى از سنّت كه هم شامل خود قول ، فعل و تقرير معصوم عليه السّلام و هم شامل خبر حاكى از آنها بشود .
فى غير واحد من مسائلها : ضمير در « مسائلها » به « اصوليّة » برمىگردد .
و جملة من غيرها : ضمير در « غيرها » به مباحث الفاظ برگشته و منظور از غير مباحث الفاظ ، مباحثى مثل مستقلّات عقليّه و اجتهاد و تقليد و غيره مىباشد .
لا يخصّ الادلّة : ضمير در « يخصّ » به « البحث » برگشته و مراد از « الادلّة » نيز ادلّهء اربعه يعنى كتاب ، سنّت ، عقل و اجماع مىباشد .
بل يعمّ غيرها : ضمير در « يعمّ » به البحث و ضمير در « غيرها » به ادلّه برمىگردد .
و ان كان المهمّ معرفة احوال خصوصها : منظور از « المهمّ » مهمّ در علم اصول بوده و ضمير در « خصوصها » به « ادلّه » برمىگردد .
و يؤيّد ذلك تعريف الاصول : كلمهء « ذلك » مفعول « يؤيّد » و مشاراليه آن « عدم اختصاص مباحث اصولى ياد شده به ادلّه اربعه » بوده و كلمهء « تعريف » فاعل « يؤيّد » مىباشد .
بانّه العلم بالقواعد : ضمير در « انّه » به علم اصول برمىگردد .
تعريفه بانّه صناعة يعرف بها القواعد : ضمير در « تعريفه » و « بانّه » به علم اصول و ضمير در « بها » به صناعت برمىگردد .
القواعد الّتى يمكن ان تقع الخ : مقصود مباحث الفاظ و بيشتر مباحث ادلّه و امارات بوده
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٥٢