تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
دقيقا مثل موردى كه بگوييم ؛ معناى لفظ « عين » فقط چشم بوده و تثنيه آن دلالت بر دو مصداق از چشم دارد . بنابراين ، استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد نشد .

309 - به نظر مصنّف اگر در تثنيه تنها اتّحاد در لفظ كفايت كند چه موقع استعمال لفظ تثنيه استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد خواهد بود ؟ ( نعم لو اريد . . . فى المعنيين )

ج : مىفرمايد : اگر لفظ « عين » بنا بر نظر قائل به تفصيل مثلا دلالت بر دو معنا يعنى چشم و چشمه كند ، تثنيهء آن‌وقتى دلالت بر اكثر از معناى واحد به نحو حقيقت خواهد كرد كه از « عينان » چهار فرد يعنى دو فرد از چشم و دو فرد از چشمه اراده شود كه در اين صورت ، استعمال لفظ تثنيه در اكثر از معناى واحد خواهد بود . چرا كه قبلا گفته شد اگر در تثنيه فقط چشم و چشمه اراده شود با توجه به معناى مفرد لفظ « عين » آن‌وقت استعمال لفظ تثنيه در معناى واحد مىباشد .

310 - جواب مصنّف به اينكه اگر از تثنيهء لفظ عين چهار فرد اراده شود استعمال لفظ در اكثر از معنا به نحو حقيقت بوده و دليل براى صحّت نظر قائل به تفصيل بوده چيست ؟ ( الّا انّ حديث . . . بقيد الوحدة )

ج : مىفرمايد : دليل قائل به تفصيل براى دلالت تثنيه و جمع بر اكثر از معناى واحد آن بود كه تثنيه و جمع به منزلهء تكرار لفظ مفرد مىباشد و حال آنكه اين توجيه و استدلال در اينجا مفيد فائده نيست . زيرا با توجّه به اينكه ايشان موضوع له لفظ مفرد را معنا با قيد وحدت يعنى در « عين » چشم با قيد وحدت و چشمه با قيد وحدت مىداند اگر در تثنيه يعنى از « عينان » دو چشمه و دو چشم ارادهء شود بايد قيد وحدت در هريك از معانى الغاء شود كه در اين صورت در تثنيه ، تمام موضوع له تكرار نشده است . زيرا موضوع له عبارت از چشم به قيد وحدت و چشمه به قيد وحدت بود . بلكه جزء موضوع له تكرار شده و در واقع استعمال تثنيه در جزء موضوع له بوده كه چنين استعمالى از باب مجاز مىباشد و نه حقيقت .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 329 | حسن سيد اشرفى