يعنى لفظ « عينان » به نحو حقيقت دلالت بر چشم و چشمه و لفظ « عيون » دلالت بر چشم و چشمه و جاسوس مىكند .
299 - استدلال كسانى كه استعمال لفظ در اكثر از يك معنا را در لفظ مفرد به نحو حقيقت جايز ندانسته بلكه به نحو حقيقت و مجاز ممكن مىدانند چيست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : دو استدلال شده است :
الف - صاحب معالم مىفرمايد : « 1 » لفظ مفرد از آن جهت مفرد بوده كه در موضوعلهاش قيد وحدت اعتبار شده است . يعنى لفظ عين براى چشم وضع شده به اين قيد كه تنها براى چشم باشد ، چنان كه براى ساير معانى نيز به همين نحو وضع شده است . پس استعمال لفظ مفرد در اكثر از يك معنا و در معانى ديگر ، استعمال در غير موضوع له بوده و دلالت لفظ برآن معانى به نحوى مجاز است . بنابراين ، استعمال لفظ در اكثر از يك معنا به نحو مجاز مىباشد .
ب - صاحب قوانين مىفرمايد : « 2 » قيد وحدت در موضوع له لفظ مفرد لحاظ نشده ولى لفظ مفرد در حال وحدت وضع شده است . يعنى واضع ، لفظ عين را در حال وحدت معنا وضع نموده و وحدت ، قيد براى وضع مىباشد . از آنجا كه وضع نيز توقيفى بوده و حقّ نداريم الفاظ را بر خلاف وضع استعمال كنيم بنابراين ، استعمال لفظ مفرد در اكثر از معناى واحد به نحو حقيقت ، خلاف حال وضع بوده و ممكن نيست مگر به نحو مجاز .
300 - مصنّف با عبارت « فانقدح بذلك » جواب چه كسانى را با چه بيانى مىدهد ؟ ( فانقدح بذلك . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : وقتى گفته شد ؛ استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد ، امتناع عقلى دارد ،
هامش
( 1 ) - « معالم الدّين / 32 » .
( 2 ) - « قوانين الاصول 1 / 67 » .