287 - دليل منكرين به اشتراك لفظى در قرآن چيست ؟ ( كما انّ استعمال . . . كما لا يخفى )
ج : مىفرمايد : اين گروه مىگويند : اگر خداوند لفظ مشترك را در قرآن استعمال كند از دو حال خارج نيست :
الف - قرينهء معيّنه براى معناى مقصود از آن لفظ مىآورد كه در اين صورت موجب طولانى شدن كلام شده كه فايدهاى هم ندارد . چرا كه خداوند مىتوانست به جاى لفظ « عين باكية » براى دلالت بر چشم لفظ ديگرى را به كار مىبرد كه بدون قرينه ، دلالت بر مقصودش مىكرد .
ب - قرينهء معيّنه بر معناى مقصود از لفظ مشترك نياورد كه در اين صورت ، كلام او مجمل شده و مخلّ به غرض حكمت وضع كه تفهيم و تفهّم بوده مىباشد .
چون هر دو مورد يعنى تطويل بىفايده كلام و اجمال كلام از امورى است كه سزاوار و شايسته خداوند نبوده بنابراين ، وقوع اشتراك لفظى در قرآن محال است .
288 - جواب منصّف به دليل تطويل بىفايدهء منكرين وقوع اشتراك لفظى در قرآن چيست ؟ ( و ذلك لعدم . . . يتعلّق به الغرض )
ج : مىفرمايد : اولا : هميشه قرينهء بر معناى مقصود از مشترك لفظى ، قرينه لفظى نبوده تا موجب تطويل در كلام شود . بلكه ممكن است اعتماد بر قرينهء حاليه يا مقاميّه شود .
ثانيا : قرينهء لفظيّه نيز وقتى موجب تطويل بدون فايده بوده كه براى آوردن قرينهء مقاليّه ( قرينهء لفظيّه ) غرضى نباشد . ولى وقتى در « عين باكية » مثلا لفظ « باكية » هم مقصود از عين را كه چشم بوده مىفهماند و هم مطلوبيّت بكاء چشم را مىرساند بنابراين ، براى آوردن قرينهء لفظيّه يعنى لفظ « باكية » غرضى علاوه بر فهمانيدن مقصود از عين وجود دارد ، پس تطويل بىفايده نشد .