تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
بوقوعه فيه : ضمير در « بوقوعه » به مشتبه و در « فيه » به كتاب كريم برمىگردد . فلا بدّ من الاشتراك فيها : ضمير در « فيها » به لغات برمىگردد . و هو فاسد : كلمهء « واو » حاليه بوده و ضمير « هو » به توهّم وجوب وقوع اشتراك در لغات يعنى به استدلال ياد شده برمىگردد . لاستدعائه الاوضاع الغير المتناهية : ضمير در « استدعائه » به اشتراك در معانى غير متناهى برگشته و اين عبارت ، دليل براى ممتنع بودن اشتراك در معانى متناهيه يعنى دليل براى جواب مصنّف مىباشد . لو سلّم : يعنى اگر غير متناهى بودن معانى پذيرفته شود . لم يكد يجدى إلّا فى مقدار متناه : ضمير در « لا يجدى » به وضع الفاظ برگشته و مقصود آن است كه باز لازم نيست به اشتراك لفظى متوسّل شد . زيرا وضع الفاظ ضرورى نيست مگر براى مقدار متناهى معانى . و جزئيّاتها و ان كانت غير متناهية الخ : مقصود از « جزئيّاتها » مصاديق بوده و ضمير در آن به معانى كلّى و ضمير در « كانت » به « جزئيّاتها » برگشته و كلمهء « جزئيّاتها » مبتدا و كلمهء « ان » وصليّه بوده و عبارت « إلّا انّ الخ » خبر مىباشد . بازاء كلّيّاتها : ضمير در « كلّيّاتها » به جزئيّات برمىگردد . يغنى عن وضع لفظ بازائها : ضمير در « يغنى » به وضع الفاظ به ازاء كلّيات و در « بازائها » به جزئيّات برمىگردد .

شرح ( پرسش و پاسخ )

282 - مشترك معنوى و مشترك لفظى چيست و چه فرقى باهم ندارند ؟ ( توضيح از خارج )

ج : مشترك معنوى : آن است كه لفظ براى يك معناى كلّى كه قدر جامع بين افراد و مصاديق مختلف بوده وضع شود . مثلا لفظ انسان وضع شده براى معناى كلّى حيوان