ناطق كه قدر جامع بين افراد و مصاديق مختلف مثل زيد ، بكر ، عمر و غيره مىباشد .
بنابراين ، وضع در مشترك معنوى يك بار صورت مىگيرد و آن نيز براى معناى كلّى و نه افراد و مصاديق مىباشد .
مشترك لفظى : آن است كه لفظ براى معانى و مصاديق متعدّد وضع شود . مثلا لفظ عين وضع شده براى چشم ، چشمه ، ديدهبان ، جاسوس ، و غيره . بنابراين ، در مشترك لفظى تعدّد وضع وجود داشته و لفظ عين براى هريك از معانى به صورت جداگانه وضع شده است .
283 - آيا اشتراك لفظى واقع شده يا واقع نشده است ؟ ( توضيح از خارج )
ج : چهار قول است :
الف - وقوع اشتراك لفظى مطلقا : يعنى هم در قرآن و هم در غير قرآن واقع شده است .
ب - عدم وقوع اشتراك لفظى مطلقا : يعنى چه در قرآن و چه در غير قرآن محال است واقع شود . « 1 »
ت - وقوع اشتراك لفظى در قرآن محال بوده ولى در غير قرآن محال نيست .
ج - واجب است اشتراك لفظى واقع شود .
284 - نظر منصّف در رابطه با اشتراك لفظى چه بوده و دليلش چيست ؟ ( الحادى عشر الحقّ . . . لفظ واحد )
ج : مىفرمايد : حق ، آن است كه اشتراك لفظى مطلقا واقع شده است به سه دليل :
الف - نقل اهل لغت : يعنى اهل لغت ، الفاظى را نقل كردهاند كه براى معانى مختلف با وضع متعدّد وضع شده است . مثل لفظ عين كه گفته مىشود ؛ براى هفتاد معنا وضع شده و يا لفظ « قرء » كه هم براى حيض و هم براى پاكى از حيض وضع شده است .
ب - تبادر : يعنى از شنيدن يك لفظ ، معانى متعدّدى به نحو ترديد و بدليّت به ذهن تبادر مىكند . مثلا از شنيدن لفظ عين ، معانى چشم ، ديدهبان ، جاسوس و غيره به ذهن شنونده خطور مىكند مبنى بر اينكه متكلّم كدام يك از اين معانى را از لفظ « عين » اراده كرده
هامش
( 1 ) - محقّق نهاوندى در « تشريح الاصول / 47 » .