است .
ت - عدم صحّت سلب : يعنى مشاهده مىشود ؛ يك لفظ را از معانى متعدّد نمىتوان سلب كرد . مثلا لفظ عين را نمىتوان از معانى چشم ، جاسوس و غيره سلب كرد و عدم صحّت سلب دلالت داد كه لفظ عين براى همهء اين معانى ، وضع شده است .
285 - دليل منكرين محال وقوعى اشتراك لفظى چيست ؟ ( و ان احاله . . . لخفاء القرائن )
ج : مىفرمايد : منكرين مىگويند : غرض از وضع آن است كه گوينده آنچه را كه در ضمير و ارادهاش دارد با لفظ به ديگرى بفهماند و شنونده نيز با شنيدن اين لفظ به مقصود و غرض درونى گوينده آگاه شود . اگر گوينده با لفظ مشترك بخواهد مقصود خودش را بفهماند ، مثلا براى فهماندن معناى چشمه از لفظ عين استفاده كند ، بايد قرينهء معيّنه براى مقصود خودش بياورد و از آنجا كه ممكن است قرينه مخفى بماند آنوقت مقصود متكلّم نيز مخفى و مجمل شده و تفهيم و تفهّم صورت نمىگيرد . بنابراين اشتراك لفظى مخلّ به غرض از حكمت وضع مىباشد .
286 - جواب منصّف به منكرين اشتراك لفظى به قول مطلق چيست ؟ ( لمنع الاخلال . . . بالاجمال احيانا )
ج : مىفرمايد : اولا : خفاى قرينه را قبول نداريم بلكه متكلّم مىتواند قرينهء روشن و دلالتكننده بر مقصود بياورد . مثلا مىگويد « رايت عينا باكية » و لفظ « باكية » يعنى « گريان » قرينهء روشن بوده كه متكلّم از لفظ « عين » در كلامش ، چشم را اراده كرده است .
ثانيا : قبول داريم كه قرينه نياوردن و يا خفاء قرينه موجب اجمال مىشود ولى قبول نداريم كه اجمال هميشه مخلّ به غرض از حكمت وضع باشد . چرا كه بعضى اوقات غرض متكلّم در اجمال گويى است . يعنى ابتدا مىخواهد براى جلب توجّه مخاطب يك معنايى را سربسته بگويد و بعد تفصيل آن را بياورد . بنابراين ، در ابتدا و در اين كلام قرينه نمىآورد ولى بعدا در كلامهاى بعدى به تفصيل و توضيح اين كلام مىپردازد .