معانى غير متناهى ) وضعهاى غير متناهى را ، و اگر پذيرفته شود ( غير متناهى بودن معانى ) ممكن نيست سودى داشته باشد ( وضع الفاظ ) مگر در مقدار متناهى ، علاوه بر متناهى بودن معانى كلّى . و جزئيّات آنها ( معانى كلّى ) و اگرچه مىباشند ( جزئيّات معانى كلى ) غير متناهى ، مگر آنكه همانا وضع الفاظ در مقابل كلّيّات آنها ( جزئيّات ) بىنياز مىكند ( وضع در مقابل كلّيات ) از وضع لفظ در مقابل آنها ( جزئيّات ) ، چنان كه مخفى نمىباشد ، علاوه آنكه همانا مجاز ، باب واسعى است ، پس بفهم .
نكات دستورى و توضيح واژگان
وقوع الاشتراك : مقصود وقوع وضع اشتراك لفظى است همانند لفظ عين كه براى معانى متعدده مثل چشم ، ديدهبان ، جاسوس ، طلا ، نقره . يا لفظ « قرء » كه براى حيض و پاكى وضع شده است
للنقل الخ : يعنى نقل اهل لغت و اين عبارت ، دليل براى حقّ بودن اشتراك مىباشد .
و ان احاله بعض : ضمير مفعولى در « احاله » به وقوع الاشتراك برمىگردد .
لاخلاله بالتفهّم : ضمير در « اخلاله » به اشتراك برگشته و اين عبارت ، اشاره به دليل منكرين مىباشد .
لخفاء القرائن : دليل براى مخلّ بودن اشتراك به تفهّم مقصود از وضع الفاظ بوده كه از مجموع اصل دليل كه اخلال به تفهّم باشد و دليل اين دليل ، دو اشكال براى اشتراك لفظى مطرح و حاصل مىشود : اولا : قرائن براى تعيين معناى مقصود از مشترك لفظى ، روشن و آشكار نبوده و دلالت بر معناى مقصود نخواهد داشت ثانيا : مشترك لفظى ، مخلّ به حكمت غرض از وضع كه تفهيم و تفهّم معنا بوده مىباشد .
لمنع الاخلال اوّلا : جواب اوّل به بيان اوّل از دليل منكرين مىباشد .
و منع كونه مخلّا : ضمير در « كونه » به اشتراك برگشته و اين عبارت ، جواب بيان دوّم از دليل منكرين مىباشد .