و لذا يتمسّكون بالاطلاق : مشاراليه « ذا » عدم اجمال الفاظ معاملات بنا بر قول به صحيح بوده و ضمير در « يتمسّكون » به اصوليّون برمىگردد .
مع ذهابهم الى كون الفاظها : ضمير در « ذهابهم » به اصوليّون و در « الفاظها » به معاملات برمىگردد .
نعم لو شكّ فى اعتبار شىء فيها عرفا : ضمير در « فيها » به معاملات برگشته و مقصود از « عرفا » يعنى آن چيزى كه شكّ داريم در اينكه در صحّت معامله شرط است يا نه ، آن چيز در نزد عرف مشكوك باشد يعنى شك كنيم آيا در عرف نيز شرط است يا نه ؟
فلا مجال للتمسّك باطلاقها فى عدم اعتباره : ضمير در « باطلاقها » به معاملات و در « اعتباره » به شىء مشكوك برمىگردد .
بل لا بدّ من اعتباره : ضمير در « اعتباره » به شىء مشكوك برمىگردد .
لاصالته عدم الاثر بدونه : ضمير در « بدونه » به شىء مشكوك برگشته و اين عبارت ، دليل براى معتبر بودن شىء مشكوك مىباشد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
260 - سبب و مسبّب در معاملات چيست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : الف : سبب در معاملاتى مثل بيع ، نكاح ، اجاره و مانند آن ، عبارت از ايجاب و قبول در عقد مىباشد .
ب : مسبّبات ، عبارت از اثرى است كه بر اين معاملات و عقود مترتّب مىشود ، مثل ملكيّت و نقل عين در مقابل عوض در بيع و نقل منفعت در مقابل اجرت در اجاره و علاقهء زوجيّت در نكاح .
261 - اينكه اسامى معاملات براى صحيح يا اعمّ باشد به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : يعنى آيا واضع ، الفاظ معاملاتى مثل بيع ، نكاح ، اجاره و غيره را براى معناى صحيح