تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
ترجمه :

[ وضع الفاظ در معاملات ]

[ اگر اسامى معاملات براى مسببات وضع شده باشد ]

باقى ماند امورى : اوّل : اينكه همانا اسامى معاملات اگر باشند ( اسامى معاملات ) وضع شده براى مسبّبات ، پس مجالى نيست براى نزاع در بودن آنها ( اسامى معاملات ) وضع شده براى صحيح يا اعمّ ، به دليل متّصف نشدن آنها ( مسبّبات ) به اين دو ( صحيح و اعمّ ) چنان كه مخفى نمىباشد ، بلكه [ متّصف مىشوند مسبّبات ] به وجود گاهى و به عدم زمانى ديگر . و امّا اگر باشند ( اسامى معاملات ) وضع شده براى اسباب ، پس براى نزاع در آن ( وضع ) مجالى هست ، ولى همانا بعيد نمىباشد ادّعاى بودن آنها ( اسامى معاملات ) وضع شده براى صحيح همچنين ( مثل اسامى عبادات ) ، و اينكه همانا موضوع له و آن ( موضوع له ) عقد است كه مؤثّر است براى اثر كذايى از نظر شرع و عرف . و اختلاف بين شرع و عرف در آنچه ( شرايطى ) كه معتبر مىباشد ( شرايط ) در تأثير كردن عقد ، موجب نمىشود ( اختلاف بين شرع و عرف در شرايط ) اختلاف بين آن دو ( شرع و عرف ) را در معنا ( معناى الفاظ ) ، بلكه اختلاف در محقّقات و مصاديق است . و تخطئه كردن شرع ، عرف را در گمان ( گمان عرف ) بودن عقد است بدون آنچه ( شرايطى ) كه اعتبار كرده است ( شرع ) آن ( شرايط ) را در تأثير كردن آن ( عقد ) محقّق براى آنچه ( عقدى ) كه آن ( عقد ) مؤثّر است چنان كه مخفى نمىباشد ، پس بفهم .

[ اگر الفاظ معاملات براى صحيح وضع شده باشد ]

دوّم : همانا بودن الفاظ معاملات ، اسامى براى صحيح ، موجب نمىشود ( بودن اسامى براى صحيح ) اجمال آنها ( الفاظ معاملات ) را همچون الفاظ عبادات تا صحيح نباشد تمسّك به اطلاق آنها ( الفاظ معاملات ) به هنگام شكّ در معتبر بودن چيزى ( شرطى ) در تأثير كردن آنها ( معاملات ) از نظر شرع . و اين ( عدم اجمال ) براى آن است كه همانا اطلاق آنها ( الفاظ معاملات ) - اگر باشد ( اطلاق الفاظ معاملات ) ريخته شده در مقام بيان - تنزيل داده مىشود ( اطلاق الفاظ معاملات ) بر اينكه همانا مؤثّر در نزد شارع ، آن