است كه تفهيم معانى فاسده را بكند . مثلا بگويد ؛ نماز ريايى ، نماز فاقد سوره ، نماز فاقد ركن و مانند آن باطل است . پس مىتواند غرض اصلى از وضع مركّبات ، تفهيم معانى اعمّ از صحيح و فاسد باشد . و اين نه در طريقهء شارع بلكه در طريقهء واضعين نيز چنين است . به عبارت ديگر ، اين ادّعا وقتى قابل قبول بوده كه غرض از وضع ، فقط تفهيم معانى صحيح باشد و حال آنكه مىتوان گفت ؛ غرض از وضع ، تفهيم معانى با قطعنظر از صحيح و فاسد آنها مىباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) - ولى بايد گفت : غرض از وضع ، عبارت از تفهيم معانى صحيحه بوده و معانى باطل و فاسد و قرينهء مقابله فهميده شده و نيازى به وضع جداگانه ندارد . شايد عبارت « فتأمّل » اشاره به همين معنا باشد .