رفته است به سوى آن سكّاكى در استعاره - بلكه ممكن است ادّعاى گرديدن آن ( لفظ ) حقيقت در اين ( فاقد ) بعد از استعمال ( استعمال لفظ ) در اين ( فاقد ) اينچنين ( از باب تنزيل ) يك بار يا چند بار بدون نياز داشتن به كثرت و شهرت ، به دليل الفتى كه حاصل است از جهت مشابهت در صورت ( ظاهر ) يا مشاركت در تأثير ، آنطورى كه در اسامى معجونهاى ( داروها ) وضعشدهء در ابتداء است براى خصوص مركّباتى كه داراى اجزاء خاصّ بوده ، بهگونهاى كه صحيح مىباشد اطلاق آنها ( اسامى معاجين ) بر فاقد بعضى از اجزاء مشابه به آن ( داراى اجزاء ) در ظاهر و مشارك در مهمّ از حيث اثر از باب تنزيل يا حقيقتا .
و در اين ( وجه ) : همانا كامل است ( تقرير ياد شده ) در مثل اسامى معجونها و ساير مركّبات خارجيّه از آنچه ( مركّباتى ) كه مىباشند ( مركّبات ) موضوع له در آنها ( اسامى داروها و ساير مركّبات خارجيّه ) در ابتداء ، مركّب خاصّى و حال آنكه تمام نمىباشد ( اين تقرير ) در مثل عباداتى كه دانستى همانا صحيح از آنها ( عبادات ) اختلاف دارد ( صحيح از عبادات ) به اعتبار اختلاف حالات و بودن صحيح به اعتبار حالتى ، فاسد به اعتبار حالت ديگرى ، چنان كه مخفى نمىباشد ، پس خوب تأمّل كن .
نكات دستورى و توضيح واژگان
و ما قيل فى تصويره : ضمير در « تصويره » به جامع برمىگردد .
احدها ان يكون عبارة عن جملة من اجزاء العبادة الخ : ضمير در « احدها » به وجوه و ضمير در « يكون » به احدها يا قدر جامع برگشته و منظور از « عن جملة » يعنى تعدادى از اجزاء و نه همهء اجزاء كه در صلاة مثلا اركان نماز مىباشد .
و كان الزّائد عليها معتبرا فى المأمور به لا فى المسمّى : ضمير در « عليها » به اركان برگشته و منظور از زائد بر اركان عبارت از بقيهء واجبات نماز مثل اذكار ، تشهّد ، سلام و غيره بوده و منظور از معتبر بودن در مأمور به و نه در مسمّى يعنى در اتيان و امتثال