ترجمه :
[ تصوير قدر جامع بنا بر قول اعمّىها ]
پس آنچه گفته شده در تصوير آن ( جامع ) يا گفته مىشود ، وجوهى است .
[ اولين وجه تصوير جامع از نظر اعمى ]
يكى از آنها ( وجوه ) : اينكه مىباشد ( قدر جامع ) عبارت از تعدادى از اجزاء عبادت همچون اركان در نماز مثلا ، و مىباشد زائد برآن ( اركان ) معتبر در مامور به نه در ماهيّت .
[ اشكال مصنف بر اين تصوير جامع ]
و در اين ( قدر جامع ) : چيزى ( اشكالى ) است كه مخفى نمىباشد . پس همانا نامگذارى به آن ( صلاة ) حقيقتا دور نمىزند ( تسميه ) بر مدار آن ( اركان ) ، به دليل ضرورى بودن صدق صلاة با وجود اخلال به بعضى از اركان ، بلكه و عدم صدق برآن ( اركان ) است با وجود اخلال به سائر اجزاء و شرائط نزد اعمّى با آنكه همانا لازم مىآيد اينكه باشد استعمال ( استعمال صلاة ) در آنچه ( نمازى ) كه آن ( نماز ) مأمور به بوده با اجزاء و شرائط آن ( مأمور به ) مجازى در نزد او ( اعمّى ) ، و باشد ( استعمال ) از باب استعمال لفظ وضع شده براى جزء ، در كلّ ، نه از باب اطلاق كلّى بر فرد و جزئى ، چنان كه اين ( لازم آمدن استعمال مجازى ) واضح است و حال آنكه ملتزم نمىشود به آن ( استعمال مجازى ) قائل به اعمّ ، پس بفهم .
[ وجه دوم از تصوير جامع بنا بر قول اعمى ]
دوم آنها ( وجوه ) : اينكه مىباشد ( اسامى عبادات ) وضع شده براى معظم اجزائى كه دور مىزند بر مدار آنها ( اجزاء ) نامگذارى عرفا . پس صدق اسم برآن ( معظم اجزاء ) اين چنين ( در عرف ) كشف مىكند ( صدق اسم عرفا ) از وجود ماهيّت ، و عدم صدق اين ( اسم ) از عدم آن ( وجود ماهيّت ) .
و در اين ( قول ) - علاوه بر آنچه ( اشكالى ) كه وارد شد ( اشكال ) بر اوّل ( وجه اوّل ) اخيرا - همانا بنابراين ( وجه ) تبدّل پيدا مىكند آنچه ( اجزائى ) كه آن ( اجزاء ) معتبر است در ماهيّت . پس مىباشد شىء واحد ، داخل در آن ( مسمّى ) گاهى و خارج از آن ( ماهيّت ) زمانى ديگر ، بلكه مردّد بين اينكه باشد آن ( شىء واحد ) خارج ( خارج از