شرع ) به هنگام نصب نكردن قرينهء ديگرى مبنى بر ارادهاش ( شارع ) ، بهگونهاى كه بوده است اين ( بناى شارع ) قرينهء برآن ( ارادهء شارع ) بدون حاجتى به قرينهء معيّنهء ديگرى ، و كجاست براى ايشان ، اثبات اين ( اعتبار علاقه به نحو مذكور ) .
و هرآينه روشن شد - به واسطهء آنچه كه ذكر كرديم - تصوير نزاع بنا بر آنچه كه نسبت داده شده است به باقلانى ، و آن ( تصوير نزاع ) اينكه مىباشد نزاع در اينكه همانا اقتضاى قرينهء مضبوطهاى كه تعدّى نمىشود از آن ( قرينهء مضبوطه ) مگر به واسطهء ديگرى ، [ قرينهء مضبوطهاى ] كه دلالتكننده است بر اجزاء مأمور به و شرايط آن ( مأمور به ) [ آيا ] آن ( اقتضاء ) تمام اجزاء و شرايط است يا آن دو ( اجزاء و شرايط ) اجمالا است ؟ پس غفلت مكن .
[ معناى صحّت از نظر علماء ]
و از جمله آنها ( امور ياد شده ) : همانا ظاهرا اينكه همانا صحّت در نزد همه ( همهء علما ) به يك معناست و آن ( معناى واحد ) تماميّت است . و تفسير آن ( صحّت ) به ساقط كردن قضاء چنان كه از بعضى فقهاست يا موافق شريعت بودن چنان كه از متكلّمين است يا غير اينها ، همانا آن ( تفسير صحّت ) به مهمّ از لوازم آن ( صحّت ) است ، به دليل روشن بودن اختلاف آن ( مهمّ ) به اعتبار اختلاف ديدگاهها . و اين ( اختلاف مهمّ از لوازم صحّت به لحاظ اختلاف انظار ) موجب نمىشود ( اين اختلاف ) تعدّد معنا را چنان كه موجب نمىشود آن ( تعدّد معنا ) را اختلاف اين ( صحّت ) به لحاظ حالات از سفر و حضر و اختيار و اضطرار تا غير اينها چنان كه مخفى نمىباشد .
و از اين ( بيان ) روشن مىشود همانا صحّت و فساد دو امر اضافى هستند . پس متفاوت مىشود شىء واحدى از نظر صحّت و فساد به اعتبار حالات . پس مىباشد ( شىء واحد ) تامّ به اعتبار حالتى و فاسد به اعتبار ديگرى ، پس خوب تدبّر كن .
[ قدر جامع بين افراد بنا بر قول صحيحى و اعمّى ]
و از جمله آنها ( امور ياد شده ) : همانا چارهاى نيست بنا بر هريك از دو قول از قدر جامعى در اين ميان كه باشد ، آن ( قدر جامع ) ناميده شده به لفظ كذائى ، و اشكالى نيست