تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مع عدم الثبوت : يعنى بنا بر قول به ثابت نبودن حقيقت شرعيّه . و على معانيها الشّرعيّة على الثبوت : ضمير در « معانيها » به الفاظ واقعه در كلام شارع برگشته و « على الثّبوت » يعنى بنا بر قول به ثابت بودن حقيقت شرعيّه . فيما اذا علم تأخّر الاستعمال : منظور از « تاخّر الاستعمال » تاخّر استعمال از وضع بوده و جار و مجرور « فيما اذا علم تأخّر الاستعمال » متعلّق به « تظهر » مىباشد . يعنى ثمرهء ياد شده بنا بر هريك از دو قول در وقتى است كه بدانيم استعمال ، متاخّر از وضع بوده است . و فيما اذا جهل تأخّر الاستعمال : جار و مجرور متعلق به « اشكال » در جملهء « ففيه اشكال » كه عطف به « فتظهر الخ » بوده مىباشد يعنى « ففى وجود الثّمرة اشكال فيما اذا جهل الخ » . ففيه اشكال : ضمير در « فيه » به وجود ثمره برمىگردد . مع معارضتها باصالة تأخّر الوضع : ضمير در « معارضتها » به اصالت تاخّر استعمال برگشته و مقصود از « اصالة تاخّر الوضع » اصالت تاخّر وضع از تاخّر استعمال مىباشد . لا دليل على اعتبارها تعبّدا : ضمير در « اعتبارها » به اصالت تاخّر استعمال برمىگردد . لا فى تأخّره : ضمير در « تاخّره » به نقل برمىگردد . انّما كانت : ضمير در « كانت » به اصالت عدم نقل برمىگردد . العاشر : امر دهم از مقدّمه . فى انّ الفاظ العبادات اسام الخ : كلمه « اسام » در اصل « اسامى » بوده كه اعلال قاض شده و به معناى وضع مىباشد يعنى اختلاف در اين است كه آيا الفاظ عبادات ، وضع شده‌اند براى خصوص معانى صحيح عبادات و يا براى اعمّ از صحيح و فاسد وضع شده‌اند . و الاعمّ منها : ضمير در « منها » به « الصّحيحة » برمىگردد .