انّه مع هذا الاحتمال : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و منظور از « هذا الاحتمال » ثبوت معانى اللّفظ ياد شده در شرايع سابقه و مستحدث نبودن آنها در شريعت ما مىباشد .
بكونها حقائق شرعيّة : ضمير در « بكونها » به الفاظ متداوله برمىگردد .
الوجوه الّتى ذكروها على ثبوتها : ضمير مؤنث منصوبى در « ذكروها » به وجوه و در « ثبوتها » به حقيقت شرعيّه برمىگردد .
لو سلّم دلالتها على الثبوت لولاه : ضمير در « دلالتها » به وجوه و در « لولاه » به « هذا احتمال » برمىگردد .
و منه انقدح حال دعوى الوضع التّعيّنىّ معه : ضمير در « منه » به « بيانى كه گفتيم زمينهاى براى توهّم دلالت وجوه ذكر شده بر ثبوت حقيقت شرعيّه نيست » برگشته و در « معه » به « هذا الاحتمال » برمىگردد .
و مع الغضّ عنه انّ منع حصوله : ضمير در « عنه » به « هذا الاحتمال » و در « حصوله » به وضع تعيّنى برمىگردد .
فى زمان الشارع فى لسانه و لسان تابعيه : ضمير در « لسانه » و در « تابعيه » به شارع برمىگردد .
نعم حصوله فى خصوص لسانه : ضمير در « حصوله » به وضع تعيّنى و در « لسانه » به شارع برگشته و عبارت « فى خصوص لسانه » بيان آن است كه در زمان شارع وضع تعيّنى اتفاق افتاده ولى در اينكه خود شارع اين الفاظ را با قرينه به مدت طولانى در معانى شرعيّه استعمال كرده باشد ممنوع است .
و امّا الثمرة : جواب اين سؤال است كه آيا بنا بر ثبوت حقيقت شرعيّه و يا عدم ثبوت آن ، فايدهاى مترتّب مىشود ؟
بين القولين : قول به ثبوت حقيقت شرعيّه و قول به عدم ثبوت حقيقت شرعيّه .
على معانيها : ضمير در « معانيها » به الفاظ واقع در كلام شارع برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٦٩