تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
معنا ، ذهنى مىشود . زيرا اراده از وجودات ذهنى بوده و وقتى معناى مقيّد به ارادهء متكلّم موضوع له الفاظ شد ، آن‌وقت اين معنا يك موجود ذهنى مىشود . حال آنكه در جملات اخبارى مثل زيد قائم ( جمله اسميّه ) و يا ضرب زيد ( جمله فعليّه ) وقتى قيام را در جملهء اسميّه حمل بر زيد مىكنيم آن قيام خارجى را حمل بر زيد كرده و موضوع ما زيد با تشخّص خارجى است و يا در جملهء فعليّه ، آن عمل و نسبت خارجى يعنى « زدن » را به زيدى كه تشخّص خارجى دارد نسبت مىدهيم . و حال آنكه اگر اراده ، قيد موضوع له الفاظ باشد بايد گفت ؛ موضوع له « زيد و قيام و ضرب » عبارت از موجود ذهنى است . يعنى متكلّم آن قيام و يا زيد و يا زدنى كه در ذهنش اراده كرده و موجود ذهنى بوده را محمول ، موضوع و طرف نسبت قرار مىدهد و نه آن موجود خارجى . بنابراين نبايد حمل صحيح باشد بلكه بايد اين الفاظ را با تجريد از اين قيد در جملات ياد شده به كار برده و حمل و اسناد را انجام دهيم تا حمل صحيح باشد . و حال آنكه بدون اين تجريد مىبينيم كه چنين حمل و اسنادى صحيح بوده و هيچ متكلّمى نيز در هنگام تكلّم چنين تجريدى را انجام نمىدهد .

100 - دلالت تصوّريّه و تصديقيّهء الفاظ بر معانى به چه معناست ؟ ( توضيح از خارج )

ج : دلالت تصوّريّه : دلالت لفظ بر مجرّد معنا و انتقال از لفظ به معنا مىباشد . يعنى مخاطب صرفا با شنيدن يك لفظ ، معناى آن در ذهنش نقش مىبندد اعمّ از اينكه متكلّم معناى آن لفظ را ارادهء كند يا نكند و يا مخاطب متكلّم را ببيند يا نبيند . مثلا مخاطب از پشت ديوار صداى متكلّم كه لفظ اسد را به كار برده بشنود و يا متكلّم در حالت هوشيارى و بيدارى و يا خواب و از روى شوخى و يا جديّت لفظ اسد را به كار ببرد ، در همهء اين موارد به مجرد شنيدن لفظ اسد ، معنايش كه حيوان مفترس بوده در ذهن شنونده نقش مىبندد چه آنكه معنا ، مقصود متكلّم بوده و يا مقصودش نبوده و در خواب و يا از روى شوخى لفظ را به كار برده است . دلالت تصديقيّه : يعنى دلالت لفظ بر اينكه متكلّم از لفظ ، معنا را اراده نموده و در صدد