تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
لفظ آن ( موضوع ) چنان كه مخفى نمىباشد . پس نمىباشد در ميان ، لفظى كه هرآينه استعمال شده است ( لفظ ) در معنا . بلكه فردى است كه هرآينه حكم شده است در قضيّه برآن ( فرد ) از آن جهت كه آن ( فرد ) مصداق براى كلى لفظ است نه از آن جهت كه آن ( لفظ ) شخص آن ( لفظ ) است . آرى ، در جايى كه اراده شود به واسطه آن ( لفظ ) فرد ديگرى مثل آن ( لفظ ) مىباشد ( استعمال ) از قبيل استعمال لفظ در معنا . اللّهم الّا اينكه گفته شود : همانا لفظ « ضرب » و اگرچه مىباشد ( لفظ ضرب ) فردى براى آن ( كلّى لفظ ) مگر آنكه همانا وقتى قصد شود به واسطهء آن ( لفظ ضرب ) حكايت آن ( كلّى ضرب ) و قرار داده شود ( لفظ ) عنوان براى آن و آينهء آن ( كلّى ضرب ) مىباشد ( ضرب ) لفظ آن ( كلّى ) كه استعمال شده در آن ( كلّى ) ، و مىباشد ( لفظ ضرب ) در اين هنگام ( ارادهء نوع و صنف كردن ) همچون زمانى كه قصد شود به واسطه آن ( لفظ ) فردى مثل آن ( فرد ) . خلاصه آنكه ، پس وقتى اطلاق شود ( لفظ ) و اراده شود به واسطه آن ( لفظ ) نوع آن ( لفظ ) همچون وقتى كه اراده شود به واسطهء آن ( لفظ ) فردى مثل آن ( لفظ ) مىباشد ( اطلاق لفظ و ارادهء نوع يا فرد مماثل كردن ) از باب استعمال لفظ در معنا ، و اگرچه مىباشد ( لفظ ) فردى از آن ( نوع ) كه هرآينه حكم شده است در قضيّه به آنچه ( حكمى ) كه شامل مىشود ( حكم ) آن ( فرد ) را . و اگر اطلاق شود ( لفظ ) براى آنكه حكم شود برآن ( لفظ ) به آن جهت كه آن ( لفظ ) فرد كلّى آن ( لفظ ) و مصداق آن ( كلّى لفظ ) است ، نه از آن جهت كه آن ( لفظ ) لفظ آن ( كلّى لفظ يعنى نوع ) است و به واسطه آن ( لفظ ) حكايت آن ( كلّى لفظ ) شده ، پس نيست ( اطلاق ) از اين باب ( استعمال لفظ در معنا ) . ولى اطلاقات متعارف ، ظاهرا نيست ( اطلاقات متعارف ) اين‌چنين ( به اعتبار اينكه فرد و مصداق نوع باشد ) ، چنان كه مخفى نمىباشد . و در اين‌ها ( اطلاقات متعارف ) چيزى ( مواردى ) است كه نمىتواند صحيح باشد به اينكه اراده شود از آن ( مورد ) اين ( اطلاق لفظ به اعتبار اينكه فرد نوع و مصداق آن باشد ) ، در وقتى كه باشد حكم در قضيّه اينكه
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 110 | حسن سيد اشرفى