تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مىشود برآن ( تبعيّت ) ، تبعيّت مقام اثبات براى ثبوت و متفرّع بودن كشف بر واقع مكشوف . پس همانا اگر نبوده باشد ثبوت در واقع ، هرآينه نبود براى اثبات و كشف و دلالت ، زمينه‌اى . و براى همين ( تبعيّت ارادهء معانى از الفاظ در دلالت تصديقيّه ) چاره‌اى نيست از احراز بودن متكلّم به اينكه در صدد افاده در اثبات ارادهء آن چيزى ( معنايى ) است كه آن ( معنا ) ظاهر كلامش است و دلالت داشتن آن ( كلامش ) بر اراده ( ارادهء معنا ) است ، و گرنه هرآينه نبود براى كلامش اين دلالت ( دلالت تصديقى ) و اگرچه مىباشد براى آن ( كلامش ) دلالت تصوّريّه . يعنى شنيدن آن ( كلامش ) مىباشد موجب براى خطور كردن معناى موضوع له آن ( لفظ ) و هرچند باشد ( شنيدن لفظ ) از پشت ديوار يا از متكلّم فاقد شعور و اختيار .

نكات دستورى و توضيح واژگان

قد احضر : ضمير نايب فاعلى در « احضر » به لفظ برمىگردد . فى ذهنه : ضمير در « ذهنه » به مخاطب برمىگردد . و قد حكم عليه ابتداء : ضمير در « عليه » به نفس الموضوع برمىگردد . لا لفظه : يعنى « لا يكون اللّفظ لفظ الموضوع » و ضمير در « لفظه » به موضوع برمىگردد . فى القضيّة عليه : ضمير در « عليه » به فرد برمىگردد . بما هو مصداق : ضمير « هو » به فرد برمىگردد . لكلّىّ اللّفظ : منظور از « كلّى لفظ » نوع يا صنف آن مىباشد . لا بما هو خصوص جزئيه : ضمير « هو » و ضمير در « جزئيه » به لفظ برگشته و منظور از جزئى لفظ ، شخص لفظ مىباشد . فيما اذا اريد به فرد آخر مثله : ضمير در « به » و « مثله » به لفظ برمىگردد . و ان كان فردا له : ضمير در « كان » به لفظ « ضرب » و ضمير در « له » به كلّى لفظ كه در اينجا يعنى نوع و صنف كه كلّى ضرب بوده برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 112 | حسن سيد اشرفى