بين تصرّفات حرام غصبى كه نماز مستلزم آن بوده با وجوب نمازى كه نبايد در هيچ حالى ترك شود واقع مىشود . « 1 » بنابراين ، بايد نماز را به گونهاى كه مستلزم تصرّف زائد نبوده مثلا با ترك سجود و ركوع و با ايماء و اشاره بهجاى آنها خوانده شود . بنابراين ، در حال حركت و با ترك استقرارى كه در نماز واجب بوده انجام مىدهد .
433 - اگر قائل شويم كه حركات خروجيّه نه واجب و نه حرام بوده ، حكم نماز در حال خروج چيست ؟ ( و ان قلنا بعدم . . . الّذى تقدّم )
ج : مىفرمايد : در اين صورت ، مانعى از اداء نماز در حال خروج نبوده اگر مستلزم تصرّف زائد نباشد . اعمّ از اينكه وقت ، موسّع يا مضيّق باشد . « 2 »
هامش
- چند تصرف زائد نداشته باشد . زيرا اصل حركات خروجيّه ، حرام بوده و اتيان نماز در ضمن عمل منهى عنه بوده و با عمل منهى عنه نمىتوان قصد قربت كه شرط در صحّت نماز بوده نمود . ولى با ضيق وقت ، فرقى با قول قبلى ندارد نسبت به حكم نماز خواندهشده .
( 1 ) - توضيح تزاحم در سوّمين پاورقى قبلى گذشت .
( 2 ) - زيرا حركات خروجيّه ، منهى عنه نبوده و نهى ، فعليّت ندارد تا نماز در ضمن حركات خروجيّه نيز منهى عنه واقع شده و نتوان در آن قصد قربت كه شرط در صحّت نماز بوده نمود . امّا وقتى كه وقت ضيق باشد و مستلزم تصرّف زائد باشد ، آنوقت تزاحم واقع شده و مانند نماز در ضمن حركات خروجيّهاى كه مستلزم تصرّف زائد بوده بنا بر قول دوّم خواهد شد . خلاصه آنكه ؛ نماز در سعهء وقت در ضمن حركات خروجيّه بنابراين قول ، همانند قول اوّل بوده ولى با ضيق وقت برابر نماز در ضمن حركات خروجيّه مستلزم تصرّف زائد بنا بر هر دو قول ديگر مىشود .