الفساد و كذا الغيرىّ .
و الّذي ينبغي ان يقال له : انّ الاختيار شىء و عموم النّزاع فى المسألة شىء آخر ، فانّ اختياركم بانّ النّهى التّنزيهىّ و الغيرىّ لا يقتضيان الفساد ليس معناه اتّفاق الكلّ على ذلك حتّى يكون النّزاع فى المسألة مختصّا بما عداهما ، و المفروض انّ هناك من يقول بانّ النّهى التّنزيهىّ و الغيرىّ يقتضيان الفساد . فتعميم كلمة النّهى فى العنوان هو الاولى .
ترجمه :
مسئلهء پنجم : دلالت نهى بر فساد است
تحرير محلّ نزاع
: اين مسئله از مهمترين مسائل اصولى است كه بحث شده است ( مسائل اصولى ) از قديم - و براى تحرير محلّ نزاع در اين ( مسئله ) و توضيح آن ( محلّ نزاع ) ، بر ما است كه شرح كنيم الفاظ واردشدهء در عنوان آن ( مسئله ) را ، و آنها ( الفاظ ) كلمهء دلالت ، نهى ، فساد است . و چارهاى نيست از ذكر مقصود از شىء منهى عنه همچنين ( مثل نهى ) ، زيرا همانا اين ( شىء منهى عنه ) مدلول عليه به كلمهء « نهى » است ، زيرا نهى چارهاى نيست براى اين ( نهى ) از متعلّقى . در اين صورت شايسته است بحث از چهار امور :
1 - دلالت
: پس همانا ظاهر لفظ ، به دست مىدهد ( ظاهر لفظ ) اينكه همانا مراد از اين ( دلالت ) دلالت لفظى است ، و شايد همانا براى همين ظهور بدوى ، قرار دادهاند بعضى از ايشان ( اصوليّون ) اين مسئله را در مباحث الفاظ ، ولى همانا معروف ، آن است كه همانا مراد ايشان ( بعضى اصوليّون ) از اين ( دلالت ) آن ( معنايى ) است كه مؤدّى به آن ( معنا ) است لفظ « اقتضاء » حسب آنچه كه فهميده مىشود از بحث كردن ايشان ( بعضى اصوليّون ) مسئله را و جملهاى از اقوال در اين ( مسئله ) ، خصوصا متأخّرين از اصوليّون .