تصرّف زائد نباشد . « 1 »
ولى اگر مستلزم تصرّف زائد بوده ، در صورتى كه وقت ، مضيّق باشد بايد نماز را در حال خروج بخواند و اكتفاى به اقلّ واجب كرده و بهجاى ركوع و سجده با ايماء و اشاره آنها را انجام دهد . « 2 » و در صورتى كه وقت ، موسّع بوده ، بايد منتظر مانده و بعد از خارج شدن ، نماز را بخواند تا تصرّف زائد غصبى انجام نگيرد . « 3 »
432 - اگر قائل به حرمت تصرّفات خروجيّه شويم ، حكم نماز در حال خروج چيست ؟
( و ان قلنا بوقوع . . . الاطمئنان الواجب و هكذا )
ج : مىفرمايد : در اين صورت با وجود سعهء وقت ، بايد آن را بعد از خروج از مكان غصبى خواند . اعمّ از اينكه مستلزم تصرّف زائد شود يا نشود . « 4 » ولى با وجود ضيق وقت ، تزاحم
هامش
( 1 ) - زيرا تصرّف زائد ، معنون به عنوان غصب مىشود و حرام . بنابراين ، اتيان نماز در ضمن آن ، اتيان نماز در ضمن حرام بوده و منهى عنه خواهد بود . بديهى است ، با عمل منهى عنه نمىتوان قصد قربت كه شرط در صحّت عبادت بوده نمود .
( 2 ) - فرض تصرّف زايد ، مثلا آن است كه مقدارى از مسير به گونهاى باشد كه استقبال قبله از بين مىرود ناچارا آنجا توقّف مىكند تا استقبال قبله را داشته باشد . و گرنه اگر چنين صورتى را فرض نكنيم ، ديگر تصرّف زائدى صورت نمىگيرد . زيرا نماز را در حال خروج و با ايماء و اشاره بهجاى ركوع و سجود مىخواند . حال در اين صورت كه مستلزم تصرّف زائد مىشود ، بين اتيان واجب كه نماز بوده و ارتكاب تصرّف زائد كه غصب بوده و منهى عنه ، تزاحم واقع مىشود و از آنجا كه نماز در نزد شارع ، اهمّ بوده ، امر به صلاة ، فعليّت داشته و نهى از غصب نسبت به اين تصرّفات زائد از فعليّت مىافتد .
( 3 ) - زيرا اضطرارى نيست تا به واسطهء آن ، بين امر به صلاة و نهى از لا تغصب ، تزاحم شده و فعليّت نهى به واسطهء اهم بودن امر به صلاة از فعليّت بيفتد .
( 4 ) - فرقش با قول اوّل آن است كه در قول اوّل با وجود سعهء وقت ، مىتوان نماز را در حال حركت خواند بدون تصرّف زائد ولى در اين قول با وجود سعهء وقت ، نمىتوان نماز را در حال حركت خواند هر -