تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 894

مساهمون:

ص٨٩٤
للتّزاحم بين الحكمين مع وجود المندوحة ، بل يكون مطيعا عاصيا في فعل واحد ، كالاجتماع المورديّ بلا فرق ، اذ لا دوران حينئذ بين امتثال الامر و امتثال النّهى . ترجمه :

ثمرهء مسئله

: از روشن ( روشن است ) ظهور ثمرهء نزاع است در آنچه ( موردى ) كه وقتى باشد مأمور به ، عبادت ، پس همانا بنا بر قول به امتناع و ترجيح دادن جانب نهى - چنان كه اين ( ترجيح دادن جانب نهى بنا بر قول به امتناع ) معروف است - واقع مىشود عبادت ، به نحو فاسد با علم داشتن به حرمت و عمد داشتن به جمع كردن بين مأمور به و منهى عنه - چنان كه اين ( عمد داشتن در جمع كردن ) مفروض در مسئله است - زيرا همانا امرى نيست با ترجيح دادن جانب نهى ، و نيست اينجا ( ترجيح جانب نهى ) در ذات مأتىّ به چيزى ( مصلحتى ) كه صالح باشد ( مصلحت ) براى تقرّب جستن به آن ( مأتىّ به ) با فرض نهى فعلى ، به دليل ممتنع بودن تقرّب با مبعّد و اگرچه باشد خود مأتىّ به ، مشتمل بر مصلحت ذاتى و قائل شده باشيم به كافى بودن قصد مصلحت ذاتيّه در صحيح بودن عبادت . آرى ، وقتى واقع شود جمع كردن بين مأمور به و منهى عنه از جهل داشتن به حرمت ، به جهت قصور ، نه تقصير يا از فراموشى و باشد هرآينه كه اتيان كرده است ( مكلّف ) به فعل بر وجه قربت ، پس مشهور ، آن است كه همانا عبادت واقع مىشود ( عبادت ) به نحو صحيح ، و شايد وجه در اين ( قول مشهور ) آن ( وجه ) قول به كافى بودن رجحان ذاتى داشتن آن ( عبادت ) و مشتمل بودنش ( عبادت ) بر مصلحت ذاتى در تقرّب جستن با آن ( عبادت ) است با قصد آن ( رجحان و مصلحت ذاتى ) و اگرچه نباشد امر ، فعلى .