تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
( عنوان ) از ذات به اعتبار ضميمه كردن حيثيّت زائد بر ذات . و امّا دوّما : پس همانا عنوان ، واجب نمىباشد در آن ( عنوان ) اينكه باشد ( عنوان ) كاشف از حقيقتى خارجى بر وجهى كه باشد انطباق عنوان يا مبدأ آن ( عنوان ) بر اين ( حقيقت خارجى ) از باب انطباق كلّى بر فرد اين ( كلّى ) ، بلكه از عناوين ، چيزى ( عنوانى ) است كه اين ( عنوان ) جعل شده و معتبر نزد عقل است براى صرف حكايت و كشف از معنون ، بدون اينكه باشد در مقابل اين ( عنوان ) در خارج ، حقيقتى موجود ، مثل عنوان « عدم » و « ممتنع » ، بلكه مثل عنوان « حرف » و « نسبت » ، پس همانا واجب نمىباشد در مثل اين ( هريك از عناوين ) فرض حيثيّتى خارجى كه منتزع شود از آن ( حيثيّت خارجى ) عنوان . و مثل اين عنوان معتبر گاهى مىباشد ( عنوان معتبر ) عامّ كه صحيح مىباشد انطباق اين ( عنوان عامّ ) بر حقايق متعدّده ، بدون اينكه باشد در مقابل اين ( عنوان عامّ ) حيثيّت واقعى غير از اين حقايق متأصّله . و شايد عنوان غصب از اين باب است در انطباق آن ( عنوان غصب ) بر نماز - كه تشكيل مىشود ( نماز ) از حقايق متباينه - و بر غير اين ( نماز ) از ساير تصرّفات ، پس هر تصرّفى در مال ديگرى بدون رضايت او ( غير ) غصب است هرچه باشد حقيقت اين تصرّف و از هر مقوله‌اى كه باشد ( حقيقت اين تصرّف ) .

نكات دستورى و توضيح واژگان

انّما يتعلّق بالعنوان بما هو مرآة عن افراده . . . لا يتوقّف . . . يوجب . . . اليه فيما سبق : ضمير در « يتعلّق » به تكليف و ضمير « هو » و ضمير در « افراده » به عنوان و در « لا يتوقّف » به قول به جواز و در « يوجب » به تعدّد عنوان و در « اليه » به عدم توقّف و در « سبق » به ماء موصوله به معناى بيان برمىگردد . لانّه سواء . . . فانّ ذلك لا يرتبط . . . ليس متعلّقا . . . هو الجواز . . . لم يتعدّد : ضمير در « لانّه »
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 883 | حسن سيد اشرفى