ترجمه :
تعدّد عنوان موجب نمىشود تعدّد معنون را
بعد از آنچه كه مقدّم شد از بيان ، از اينكه همانا تكليف ، همانا تعلّق مىگيرد ( تكليف ) به عنوان به لحاظ آنكه آن ( عنوان ) مرآت از افراد آن ( عنوان ) است نه به خود افراد ، پس همانا قول به جواز ( جواز اجتماع ) توقّف ندارد ( قول به جواز ) بر قول به اينكه همانا تعدّد عنوان موجب مىشود ( تعدّد عنوان ) تعدّد معنون را - چنان كه اشاره كرديم به آن ( عدم توقّف ) در آنچه ( بيانى ) كه گذشت ( بيان ) - زيرا همانا اعمّ از اينكه باشد معنون ، متعدّد به تعدّد عنوان يا غير متعدّد ، پس همانا اين ( تعدّد معنون به تعدّد عنوان و عدم تعدّد ) ارتباط ندارد ( تعدّد معنون به تعدّد عنوان و عدم تعدّد ) به مسئلهء ما نفيا و اثباتا ، مادامىكه همانا معنون نيست ( معنون ) متعلّق براى تكليف هرگز و بر هر حال ، پس حقّ ، آن ( حقّ ) جواز است ، متعدّد باشد معنون يا متعدّد نباشد ( معنون ) .
و اگر بپذيريم از باب جدل ، به اينكه همانا تكليف ، تعلّق مىگيرد ( تكليف ) به معنون به اعتبار سرايت كردن تكليف از عنوان به معنون - چنان كه اين ( سرايت كردن ) معروف است - پس همانا حقّ ، آن است كه همانا واجب نمىباشد تعدّد معنون با تعدّد عنوان ، پس گاهى متعدّد مىشود ( معنون ) و گاهى متعدّد نمىشود ( معنون ) ، پس نيست در اينجا ( سرايت تكليف از عنوان به معنون ) قاعدهء عامّى كه مقتضى باشد ( قاعدهء عامّ ) به اينكه حكم كنيم به اينكه همانا تعدّد عنوان موجب مىشود ( تعدّد عنوان ) تعدّد معنون را ، آنطورى كه به تكلّف افتادهاند به منقّح كردن اين ( قاعده ) بعضى بزرگان مشايخ ما ، و گويا همانا نظر شريف او ( بعض ) قصد مىكند ( نظر بعض ) به اينكه همانا عامّين من وجه ، ممتنع مىباشد صدق اين دو ( عامّين من وجه ) بر شىء واحد از جهت واحد ، و گرنه هرآينه نبودند ( عامّين من وجه ) عامّين من وجه ، پس چارهاى نيست اينكه فرض شود