تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
نزد ايشان ( عقلاء ) ، يعنى همانا عقل نزد همه ، درك مىكند ( عقل ) همانا بايسته نيست انجام دادن آن ( فعل ) يا بايسته است ترك كردن آن ( فعل ) . و اين ادراك براى عقل ، اين ( ادراك ) معناى حكم اين ( عقل ) است به حسن و قبح ، و به زودى مىآيد توضيح اين نقطه ، پس همانا اين ( نقطه ) مهمّ است جدا در باب ( باب ملازمه ) . و اين معناى سوم ، اين ( معنا ) موضوع نزاع است ، پس اشاعره انكار كرده‌اند ( اشاعره ) اينكه باشد براى عقل ، ادراك اين ( حسن و قبح ) را بدون شرع ، و مخالفت كرده‌اند ايشان ( اشاعره ) را عدليّه ، پس داده‌اند ( قائل شده‌اند ) براى عقل اين حقّ از ادراك را . آگاهانيدن : و از آنچه ( مطلبى ) كه واجب است اينكه دانسته شود اينجا ( معناى حسن و قبح ) اينكه همانا فعل واحدى گاهى مىباشد ( فعل واحد ) حسن يا قبيح به همهء معانى سه‌گانه ، همچون علم آموختن و حلم و احسان ، پس همانا اين‌ها ( تعلّم ، حلم و احسان ) كمال هستند براى نفس ، و سازگارند براى آن ( نفس ) به اعتبار آنچه كه براى آنها ( تعلّم ، حلم ، احسان ) است از نفع و مصلحت ، و از چيزهايى ( افعالى ) است كه بايسته است اينكه انجام دهد آنها ( افعال ) را انسان نزد عقلاء . و گاهى مىباشد فعل ، حسن به يكى از معانى ، قبيح يا نيست ( فعل ) به حسن به معناى ديگرى همچون غناء - مثلا - پس همانا اين ( غناء ) حسن است به معناى ملائم ( خوشايند بودن ) براى نفس ؛ و براى همين ( خوشايند بودن براى نفس ) مىگويند ( اهل فن ) درباره آن ( غناء ) : « همانا اين ( غناء ) غذاى براى روح است » و نيست ( غناء ) حسن به معناى اوّل ( كمال نفس ) يا سوّم ( مدح ) ، پس همانا اين ( غناء ) داخل نمىشود ( غناء ) نزد عقلاء به جهت عقلاء بودنشان در آنچه ( فعلى ) كه بايسته اينكه انجام داده شود ( غناء ) و نيست ( غناء ) كمال براى نفس و اگرچه مىباشد اين ( غناء ) كمال براى صوت از آن جهت كه اين ( غناء ) صوت است ، پس داخل مىشود ( غناء ) در معناى اوّل براى حسن از اين جهت ( كمال براى صوت بودن ) ، و مثل اين ( غناء ) است تدخين كردن يا آنچه كه اعتياد پيدا كرده است آن را نفس از مسكرات و
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 85 | حسن سيد اشرفى