تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
خوردن لذيذى ( غذاى لذيذى ) كه مضرّ است به سلامتى ، ولى به اعتبار آنچه ( اثرى ) كه به دنبال مىآيد ( اثر ) آن ( خوردن غذاى لذيذ ) را - از مرضى كه بالاتر است از لذّت وقتى ( گذرا ) - داخل مىشود ( خوردن غذاى لذيذ ) در آنچه ( فعلى ) كه قبيح شمرده مىشود ( مشمئزكنندهء نفس است ) . و انسان با تجارب طولانى خودش و با قوهء تمييز عقلىاش ، قادر خواهد بود ( انسان ) اينكه تقسيم كند ( انسان ) اشياء و افعال را به سه صنف : آنچه ( اشياء و افعالى ) كه مستحسن باشند ( اشياء و افعال ) ، و آنچه ( اشياء و افعالى ) كه مستقبح باشند ( اشياء و افعال ) ، و آنچه ( اشياء و افعالى ) كه نيست براى آنها ( اشياء و افعال ) اين دو مزيّت ( حسن و قبح ) . و معتبر است اين تقسيم به اعتبار آنچه كه براى آنها ( اشياء و افعال ) است از ملائمت داشتن ( ملائمت داشتن با نفس ) و منافرت داشتن ( منافرت داشتن با نفس ) و هرچند با نظر به هدف نزديك يا دورى كه اين ( هدف ) گاهى برترى دارد ( هدف ) نزد عقل بنا بر آنچه كه براى آنها ( اشياء و افعال ) است از لذّت وقتى ( گذرا ) يا الم وقتى ( گذرا ) ، همانند شخصى كه متحمّل مىشود ( شخص ) مشقّتهاى زيادى را و دست و پنجه نرم مىكند با محروميّت در راه طلب علم يا مقام يا تندرستى يا مال ، و همچون شخصى كه رد مىكند بعضى لذّتهاى بدنى را به دليل كراهت داشتن براى شومى عواقب آنها ( لذّتهاى بدنى ) . و همهء اين ( موارد ) داخل مىشود ( موارد ) در حسن و قبح به معناى ملائم بودن و غير ملائم بودن ، گفته است قوشچى در شرحش ( قوشچى ) بر التّجريد از اين معنا ( ملائم و غير ملائم بودن ) : « و گاهى تعبير مىشود از اين دو - يعنى حسن و قبح - به مصلحت و مفسده ، پس گفته مىشود : حسن ، چيزى ( شىء يا فعلى ) است كه در آن ( شىء يا فعل ) مصلحت است و قبيح ، چيزى ( شىء يا فعلى ) است كه در آن ( شىء يا فعل ) مفسده است ، و آنچه ( شىء يا فعلى ) كه به غير از اين دو ( مصلحت و مفسده ) است نمىباشد ( غير مصلحت و مفسده ) شىء از اين دو ( حسن و قبح ) .