و اين ( تعبير قوشچى ) راجع است به آنچه ( تعبيرى ) كه ما ذكر كرديم ، و نيست مقصود اينكه همانا براى حسن و قبح معناى ديگرى است - به معناى آنچه ( شىء يا فعلى ) كه براى آن ( شىء يا فعل ) مصلحت يا مفسده است - غير از معناى ملائمت داشتن و منافرت داشتن ، پس همانا مستحسن بودن مصلحت همانا مىباشد ( مستحسن بودن مصلحت ) براى ملائمت داشتن ( ملائمت داشتن با نفس ) و مستقبح بودن مفسده براى منافرت داشتن ( منافرت داشتن با نفس ) است . اين معنا ( ملائمت و منافرت با نفس داشتن ) از حسن و قبح نيز ( همچون معناى كمال و نقص براى نفس ) نمىباشد براى اشاعره در اين ( معنا ) نزاعى ، بلكه اين دو ( حسن و قبح ) در نزد ايشان ( اشاعره ) به اين معنا ( ملائمت و منافرت داشتن ) عقلى هستند ، يعنى از چيزهايى ( حسن و قبحى ) هستند كه درك مىكند آن ( حسن و قبح ) را عقل بدون توقّف داشتن بر حكم شرع . و شخصى كه توهّم كند ( شخص ) اينكه همانا نزاع بين قوم ( اشاعره و عدليّه ) در اين معناست ، پس هرآينه مرتكب شده است ( شخص ) بىعدالتى را و نفهميده است ( شخص ) كلام ايشان ( قوم ) را .
سوّما : همانا اين دو ( حسن و قبح ) به كار برده مىشوند ( حسن و قبح ) و اراده مىشود به اين دو ( حسن و قبح ) مدح و ذمّ ، واقع مىشوند ( حسن و قبح ) وصف به اين معنا براى افعال اختيارى فقط . و معناى اين ( حسن و قبح به معناى مدح و ذمّ ) : آن است كه همانا حسن چيزى ( فعلى ) است كه مستحقّ است فاعل آن ( فعل ) برآن ( فعل ) مدح و ثواب را نزد عقلاء همگى ، و قبيح چيزى ( فعلى ) است كه مستحقّ است برآن ( فعل ) فاعل آن ( فعل ) سرزنش و عقوبت را نزد آنان ( عقلاء ) همگى .
و به عبارت ديگر : همانا حسن ، چيزى ( فعلى ) است كه بايسته مىباشد انجام دادن آن ( فعل ) نزد عقلاء ، يعنى همانا عقل نزد همه ، درك مىكند ( عقل ) اينكه همانا بايسته است انجام دادن آن ( فعل ) ، و قبيح ، چيزى ( فعلى ) است كه بايسته است ترك كردن آن ( فعل )
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٨٤