عنوان و در « لها » به افراد و در « نحوه » به تنبيه و در « بعضهم » به اصوليّون برگشته و « من التّنبيه » بيان براى « هذا الغرض » مىباشد .
اذا اخذ . . . يسع . . . بما لها . . . يكون . . . افراده فيكون . . . لحكمه : ضمير نايب فاعلى در « اخذ » و ضمير در « يسع » و در « يكون » و « فيكون » و در « افراده » و در « لحكمه » به عنوان و در « لها » به افراد برمىگردد .
ملاحظة كونه . . . يسع . . . لم تلحظ فيه . . . بعضهم : ضمير در « كونه » و در « يسع » و در « فيه » به عنوان و در « بعضهم » به اصوليّون برمىگردد .
على النّحو الاوّل . . . فيه . . . ان يكون متعرّضا الخ : مقصود از « النّحو الاوّل » به نحو عموم استغراقى بوده و ضمير در « فيه » به موضع التقاء و در « يكون » به عامّ برمىگردد .
لانّهما يتكاذبان . . . منهما على الخ : ضمير در « لانّهما » و « يتكاذبان » و در « منهما » به دليل امر و دليل نهى برمىگردد .
شرح ( پرسش و پاسخ )
366 - از مسائل مشكل در باب تعارض و تزاحم و مسئلهء اجتماع امر و نهى چه بوده ، چرا و بيان مصنّف چيست ؟ ( الفرق بين بابى . . . عمومه على نحوين )
ج : مىفرمايد : مسئلهء پيچيده اين سه باب عبارت از مشكل فرق گذاشتن بين باب تعارض با باب تزاحم و نيز فرق گذاشتن بين اين دو باب با مسئلهء اجتماع امر و نهى مىباشد . بنابراين چارهاى نيست از اينكه فرق بين آنها را به خوبى بيان كرد تا حقيقت نزاع در مسئلهء اجتماع و امر و نهى روشن شود . « 1 »
هامش
( 1 ) - براى روشن شدن موضوع بحث ، مطالبى را توضيح داده كه در پاورقى پرسش و پاسخهاى بعدى به اين مطالب ارجاع داده خواهد شد .
متعلّق در تكليف در هريك از خطاب امر و نهى يا به نحو عموم استغراقى و يا به نحو عموم بدلى بوده -