تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 751

مساهمون:

ص٧٥١
خلاصة فكرة « التّرتّب » على علاتها ، و هناك فيها جوانب تحتاج الى مناقشة و ايضاح تركناها الى المطوّلات ، و قد وضع لها شيخنا المحقّق النّائينيّ خمس مقدّمات لسدّ ثغورها ، راجع عنها تقريرات تلامذته . ترجمه :

[ قيد « در زمان واحد » راجع است به امر ، نه به ضدّين . . . ]

امّا : اينكه همانا قيد « در زمان واحد » راجع است به امر ، نه به ضدّين ، پس روشن است . زيرا همانا مفروض ، آن است كه همانا امر به مهمّ ، مشروط است به ترك كردن اهمّ ، پس خطاب ترتّبى ، نيست ( خطاب ترتّبى ) فقط اينكه اقتضاء ندارد ( خطاب ترتّبى ) جمع بين ضدّين را ، بلكه اقتضاء دارد ( خطاب ترتّبى ) عكس اين ( جمع ضدّين ) را . زيرا همانا در حال مشغول بودن مكلّف به امتثال كردن امر به اهمّ و اطاعت آن ( امر به اهمّ ) ، امرى نيست در اين حال ( امتثال و اطاعت امر به اهمّ ) مگر به اهمّ ، و نسبت مهمّ به اين ( اهمّ ) در اين هنگام ( بودن امر به اهمّ فقط ) همچون نسبت مباحات است به آن ( اهمّ ) . و امّا : در حال ترك اهمّ و مشغول بودن به مهمّ ، پس همانا امر به اهمّ ، قبول داريم اينكه همانا آن ( امر به اهمّ ) مىباشد ( امر به اهمّ ) فعلى و همچنين ( فعلى ) است امر به مهمّ ، ولى خطاب مهمّ ، حسب فرض ، مشروط است به ترك كردن اهمّ و خالى بودن زمان از آن ( اهمّ ) ، پس در اين حال فرض شده ، مىباشد امر به مهمّ ، داعى براى مكلّف به فعل مهمّ در حال ترك كردن اهمّ ، پس چگونه مىباشد ( امر به مهمّ ) داعى براى جمع بين اهمّ و مهمّ در زمان واحد ؟ و به عبارت روشن‌تر : همانا ايجاب كردن جمع ( جمع بين ضدّين ) ممكن نيست اينكه تصوّر شود ( ايجاب جمع ) مگر وقتى كه باشد اينجا ( امر به اهمّ و مهمّ ) دو مطلوب در عرض واحد بر وجهى كه اگر فرض شود امكان جمع بين اين دو ( مطلوب ) ، هرآينه مىبود هريك از اين دو ( مطلوب ) مطلوب ، و در ترتّب اگر فرض شود محالا ( فرض محال )
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 751 | حسن سيد اشرفى