تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
323 - نظر مصنّف نسبت به دليل قول به عدم اقتضاء نهى تبعى در عبادت بر فساد چه بوده و به چه دليل ؟ ( و هذا ليس . . . نهيه و تبعيده ) ج : مىفرمايد : اين سخن اگرچه از بعضى از بزرگان « 1 » ما صادر شده ولى سخنى بىبنيان و ناصواب است . زيرا قرب و بعد در عبادت ، دائر مدار صرف وجود مصلحت و مفسدهء در عمل نيست . از طرفى ، روشن است كه مقصود از قرب و بعد به مولى نيز قرب و بعد معنوى مىباشد . بنابراين ، اگر عملى هرچند داراى مصلحت ذاتيّه باشد ولى چنانچه به هر دليلى ، مورد رضايت و رغبت مولى نباشد ، چنين عملى نمىتواند موجب تقرّب جستن با آن به مولى شد . مجرّد وجود مصلحت نيز موجب مرغوب شدن عمل در نزد مولى نخواهد شد وقتى مولى نهى از آن عمل كرده است . 324 - بيان ديگر مصنّف در توضيح ردّ سخن بعضى از اعاظم مبنى بر مقتضى نبودن نهى تبعى در عبادت بر فساد چيست ؟ ( و بعبارة اخرى . . . مصلحة الغير ) ج : مىفرمايد : بيان ديگر جواب ، آن است ؛ وقتى فرض در مسئله آن است كه نهى تبعى ، نهى مولوى بوده و تبعى بودنش موجب نمىشود كه زاجر و مبعّد از آن عمل نباشد هرچند مبعّد بودن اين عمل براى مفسدهء در غير اين عمل « 2 » يا فوت شدن مصلحت عمل ديگرى غير از اين عمل منهى عنه باشد . « 3 » حال چگونه مىتوان با عملى كه مبعّد از
هامش
- در واقع ، مىتوان با انجام آن به خداوند تقرّب جست و با وجود منهى عنه مولوى بودنش به نهى تبعى مولوى مىتوان به لحاظ باقى بودن مصلحت ذاتيّه‌اش در واقع ، با وجود منهى عنه مولوى بودنش به نهى تبعى مولوى ، مىتوان با قصد كردن مصلحت ذاتيّه‌اش ، تقرّب به مولى پيدا كرد . ( 1 ) - محقّق نائينى در « فوائد الاصول 2 / 456 » و محقّق خويى در « المحاضرات 5 / 6 - 7 » كه قائل به دلالت داشتن نهى غيرى مولوى بر فساد عبادت نبوده بلكه نهى استقلال مولوى را مقتضى فساد عبادت مىدانند . ( 2 ) - مثل نواهى استقلالى . ( 3 ) - مثل ما نحن فيه كه مبعّد بودنش براى فوت مصلحت در انقاذ غريق مىباشد .