تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
315 - بيان اينكه حدّ وسط در قياس قائلين ، تكرار نشده و قياس آنان صحيح نمىباشد ، چيست ؟ ( بيان ذلك انّ . . . بعد ما قدّمناه ) ج : مىفرمايد : تمانع داراى دو معنا مىباشد : « 1 » الف : تمانع در وجود : يعنى دو امر وجودى كه اجتماعشان ممكن نبوده ، بلكه ممتنع بوده و ملائمت و سازگارى بينشان وجود ندارد . مراد از تمانع در ضدّين نيز همين تمانع در وجود است . زيرا ضدّين در وجود قابل جمع نبوده و سازگار باهم نمىباشند . « 2 »
هامش
- بوده و كبرى ، قضيّهء موجبهء كليّه باشد . ثانيا : حدّ وسط در صغرى و كبرى تكرار شود . ثالثا : حدّ وسط در صغرى ، محمول بوده و در كبرى ، موضوع قرار گيرد . مثل آنكه گفته شود : صغرى : « العالم متحرّك » علاوه آنكه قضيّهء موجبه بوده ، متحرّك بودن ، محمول در اين قضيّه مىباشد . كبرى : « كلّ متحرّك حادث » علاوه آنكه قضيّهء موجبهء كليّه بوده ، حدّ وسط كه « متحرّك » بوده ، موضوع در اين كبرى مىباشد . نتيجه : « العالم حادث » . يعنى قضيّهء منتج‌شده ، قضيّه‌اى است كه موضوعش ، موضوع در صغرى و محمولش ، محمول در كبرى مىباشد . ب : حدّ وسط به كار رفته در صغرى و كبرى به يك لفظ و به يك معنا باشد . و اگر مشترك لفظى و داراى دو معنا مىباشد ولى به همان معنايى كه در صغرى به كار رفته به همان معنا در كبرى به كار رود ، نه آنكه در صغرى به يك معنا و در كبرى به معناى ديگر باشد . مثل آنكه گفته شود : صغرى : اين مايع شير است . كبرى : هر شيرى درنده است . نتيجه : اين مايع ، درنده است . اين قياس اگرچه در ظاهر ، درست است ولى در واقع ، صحيح نبوده و منتج نمىباشد . زيرا لفظ شير ، داراى معانى متعدّد است كه در صغرى به معناى مايع غذايى بوده ولى در كبرى به معناى حيوان درنده مىباشد . بنابراين ، حدّ وسط اگرچه لفظا در صغرى و كبرى تكرار شده ولى در معنا و به حسب واقع ، تكرار نشده است . چنين قياسى ، قياس صحيح و منتج نمىباشد . ( 1 ) - اين بيان در « كفاية الاصول 1 / 209 » با عنوان « قلت التّمانع بمعنى الخ » آمده است . ( 2 ) - مثلا سفيدى و سياهى دو امر ضدّ بوده كه اجتماعشان در شىء واحد ، محال است . يعنى وجود هر -