شىء آيا مقتضى نهى از ضدّش بوده يا مقتضى از ضدّش نبوده ، اختلاف داشته و اقوالى دارند . براى توضيح و روشن شدن محلّ نزاع بايد الفاظ و اصطلاحاتى را كه در لسانشان وارد شده ، شرح دهيم .
284 - الفاظ و اصطلاحات واردشده در لسان اصوليّون در مسألهء ضدّ ، چندتا بوده و اوّلين اصطلاح و شرح و توضيح آن چيست ؟
( و هى ثلاثة 1 - الضّدّ . . . الاقوال فى الموضوعين )
ج : مىفرمايد : سه اصطلاح بوده و اوّلين اصطلاح عبارت است از :
ضدّ : مراد اصوليّون از اين اصطلاح ، عبارت از مطلق معاند و منافى بوده كه شامل نقيض شىء نيز مىشود . يعنى ضدّ در نزد اصوليّون اعمّ از امر وجودى و عدمى است . اين تعبير و اصطلاح از ضدّ ، اصطلاح خاصّ براى اصوليّون در اين باب بوده ، و گرنه ضدّ ، يك اصطلاح فلسفى است كه در باب تقابل مطرح شده « 1 » و مقصود از آن ، خصوص امر وجودى بوده كه با امر وجودى ديگر ، معاندت و منافرت تمام داشته و بههمينجهت بينشان نهايت دورى وجود دارد . « 2 » بنابراين ، به دليل اينكه مقصود از ضدّ در بين اصوليّون ، اعمّ از امر وجودى و عدمى بوده ، آن را به ضدّ عام يعنى ترك و نقيض شىء و به ضدّ خاصّ يعنى
هامش
- باشد و هم گرم ، چنان كه نمىتواند هم سفيد و هم سياه باشد ولى متضادّين قابل رفعند .
مثلا يك شىء مىتواند نه سياه باشد و نه سفيد بلكه قرمز باشد .
( 1 ) - چنان كه توضيح آن مشروحا گذشت .
( 2 ) - مثلا نماز خواندن با نماز نخواندن ( ترك صلاة ) در اصطلاح معقول ، نقيضين بوده و اطلاق ضدّ و متضادّين بر اين دو صحيح نيست . زيرا دو امر وجودى و عدمى مىباشند . ولى اصوليّون بر اين دو نيز اطلاق ضدّين و متضادّين مىكنند . چنان كه بر خوردن و نماز خواندن كه دو امر وجودى بوده و بينشان تنافى وجود دارد نيز اطلاق ضدّين و متضادّين مىكنند ، چنان كه اهل معقول نيز اطلاق متضادّين مىكنند . البتّه گفته خواهد شد ؛ نماز خواندن با خوردن ، دو امر متضادّ نبوده بلكه متخالفين مىباشند مگر با تأويلى كه خواهد آمد .