تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
مقدّمات ) امر به خود مقدّمه براى تصحيح عباديّت آن ( مقدّمه ) و باشد ( امر به خود مقدّمه ) داعى به آن ( مقدّمه ) . و حاصل ، اينكه همانا داعى به انجام دادن مقدّمه ، آن ( داعى ) حكم عقل است و حال آنكه مصحّح براى عباديّت آن ( مقدّمه ) چيز ديگرى است و آن ( مصحّح ) قصد تقرّب جستن با آن ( مقدّمه ) است ، و كفايت مىكند در تقرّب جستن با آن ( مقدّمه ) به خداوند ، اينكه بياورد ( مكلّف ) به آن ( مقدّمه ) به قصد توصّل به آنچه ( واجبى ) كه آن ( واجب ) عبادت است ، نه اينكه همانا داعى به انجام مقدّمه ، آن ( داعى ) همان مصحّح براى عباديّت آن ( مقدّمه ) است ، و نه اينكه همانا مصحّح براى عباديّت عبادت ، منحصر است در قصد امر تعلّق گرفته به آن ( مقدّمه ) و هرآينه گذشت توضيح اين ( بيان ) . و بنابراين ( بيان ) ، پس اگر باشد مقدّمه ، ذات عمل ، همچون تطهير از خبث ، پس عقل حكم نمىكند ( عقل ) مگر به اتيان آن ( مقدّمه ) بر هر وجهى كه واقع شود ( مقدّمه ) ولى اگر بياورد به آن ( مقدّمه ) مكلّف درحالىكه تقرّب جسته است با آن ( مقدّمه ) به خداوند براى توصّل به عبادت ، صحيح است ( اتيان با تقرّب ) و واقع مىشود ( مقدّمه ) بر صفت عباديّت ، و استحقاق پيدا مىكند ( مكلّف ) برآن ( مقدّمه ) ثواب را . و اگر باشد مقدّمه ، عملى عبادى ، همچون طهارت از حدث ، پس عقل الزام مىكند ( عقل ) به اتيان كردن به آن ( مقدّمه ) اين‌چنين ( بر صفت عبادت ) ، و مفروض ، آن است كه همانا مكلّف ، متمكّن از اين ( اتيان مقدّمه بر صفت عبادت ) است ، و اعمّ از اينكه باشد مقدّمه در نفسش ( به‌خودىخودش ) مستحبّ يا نباشد ( مقدّمه ، مستحبّ ) پس اشكالى نيست از همهء جهات در عبادت بودن طهارات .

نكات دستورى و توضيح واژگان

و اذا ثبت ذلك . . . بنفسه يعدّ . . . الّذى هو . . . عبادة فى نفسه مأمور بها : مشار اليه « ذلك » مبناى در عبادى بودن عمل بوده و ضمير در « نفسه » و ضمير نايب فاعلى در « يعدّ » به فعل
نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 602 | حسن سيد اشرفى