فلا اشكال من جميع الوجوه في عباديّة الطّهارات .
ترجمه :
[ قول مصنف در تصحيح عباديت طهارات . . . ]
و وقتى ثابت شود اين ( مبنا ) ، پس مىگوئيم در تصحيح عباديّت طهارات : همانا انجام مقدّمه بهخودىخودش ( انجام مقدّمه ) شمرده مىشود ( انجام مقدّمه ) شروع در امتثال كردن ذىالمقدّمهاى كه اين ( ذى المقدّمه ) حسب فرض در مقام ، عبادت است بهخودىخودش ( انجام مقدّمه ) ، مأمور بها است ، پس مىباشد اتيان به مقدّمه بهخودىخودش ( اتيان مقدّمه ) شمرده مىشود ( اتيان مقدّمه ) امتثال براى امر نفسى به ذىالمقدّمهء عبادى . و كفايت مىكند در عباديّت فعل - همانطورىكه گفتيم - ارتباط آن ( فعل ) با مولى و اتيان آن ( فعل ) درحالىكه تقرّب جسته مىشود به او ( خداوند ) تعالى با نبودن آنچه ( مانعى ) كه منع كند ( مانع ) از تعبّد به آن ( فعل ) ، و شكّى نيست در اينك همانا قصد شروع به امتثال امر نفسى با انجام مقدّمات آن ( امر نفسى ) درحالىكه قصد شود به آنها ( مقدّمات ) توصّل به واجب نفسى عبادى ، شمرده مىشود ( قصد شروع ) اطاعت و انقياد براى مولى . و با اين ( اطاعت شمرده شدن قصد شروع در امتثال امر نفسى با انجام مقدّمات آن ) تصحيح مىشود عباديّت مقدّمه و اگرچه قائل نشويم به وجوب غيرى آن ( مقدّمه ) و حاجتى نيست به فرض طاعت بودن امر غيرى .
و از اينجا ( اطاعت بودن شروع در مقدّمه ) صحيح است اينكه واقع شود هر مقدّمهاى عبادت ، استحقاق داده شود برآن ( مقدّمه ) ثواب به اين اعتبار ( اطاعت بودن قصد شروع در مقدّمه ) و اگرچه نبوده باشد بهخودىخودش ( مقدّمه ) معتبر در آن ( مقدّمه ) اينكه واقع شود ( مقدّمه ) بر وجه عبادت ، همچون آب كشيدن لباس - مثلا - به عنوان مقدّمه براى نماز يا پابرهنه رفتن به عنوان مقدّمه براى حجّ يا زيارت . نهايت امر ، آنكه همانا فرق بين مقدّمات عباديّه و غير اينها ( مقدّمات عباديّه ) ، آن است كه همانا غير عباديّه ،