ديگرى جاى نزاع نيست كه آيا عقل قادر به درك وجوه حسن و قبح افعال مستقلّا هست يا نيست . « 1 » توضيحش به زودى خواهد آمد . « 2 »
20 - امر سوّم از بحث در مستقلّات عقليّه درباره چيست ؟
( 3 - انّه بعد فرض . . . و بعض الأصوليّين كصاحب الفصول )
ج : مىفرمايد : با فرض اينكه افعال داراى حسن و قبح ذاتى بوده ( قبول امر اوّل ) و اينكه عقل نيز توانايى درك اين حسن و قبح را دارد ( قبول امر دوّم ) حال بحث است كه آيا عقل پس از ادراك حسن و قبح آيا حكم به ملازمهء بين حكم خودش با حكم شرع مىكند . يعنى عقل پس از ادراك حسن و قبح افعال آيا حكم مىكند كه شارع بايد برطبق حكم عقل حكم كند ؟ « 3 » اين همان مسألهء اصوليّهاى است كه از آن تعبير به ملازمه مىشود و مورد نزاع مىباشد . « 4 » گروهى از اخباريّون و بعضى از اصوليّون منكر اين ملازمه
هامش
( 1 ) - يعنى اين مسئله و مسألهء اوّل يكى هستند . به عبارت ديگر ، قبول حسن و قبح ذاتى ، قبول توانايى و ادراك درك اين وجوه توسط عقل مىباشد . به بيان ديگر ، حسن و قبح ذاتى افعال چيزى جز ادراك عقلاء نمىباشد و اين دو يك چيز هستند ولى به خاطر مغالطهاى كه بعضى همچون صاحب اصول در « الفصول الغروية / 337 » و شيخ انصارى در « مطارح الانظار / 231 - 232 » كرده و قائل به تفكيك شده و گفتهاند اين دو يكى نبوده ، بلكه التزام به تحسين و تقبيح عقلى غير از التزام به تحسين و تقبيح شارع و يكى بودن اين دو بوده ، بنابراين ، اين مورد را جداگانه مطرح كرديم .
( 2 ) - در « توضيح و تعقيب » از « المبحث الثّالث » .
( 3 ) - يعنى وقتى عقل ادراك كرد حسن و قبح بعضى افعال را آيا از اين حكم عقل مىتوان استكشاف كرد حكم شارع را كه شارع نيز بايد برطبق حكم عقل حكم كند يا نه ؟ به عبارت ديگر ، عقل پس از ادراك حسن و قبح افعال آيا حكم به ملازمه بين حكم خودش با حكم شارع مىكند به اين معنا كه شارع نيز حكم به حسن و قبح اين افعال مىكند يا چنين ملازمهاى نيست و عقل ، حكم به چنين ملازمهاى نمىكند ؟
( 4 ) - يعنى بحث در ملازمات عقليّه همين است كه موارد ملازمه را بيان كنيم كه كجا ملازمه هست و كجا ملازمه نيست .