مترتّب برآن مىشود . « 1 » عدليّه را عدليّه ناميدهاند زيرا معتقدند ؛ خداوند عادل است البته بنا بر مذهبشان در ثبوت حسن و قبح عقلى . « 2 »
ما نيز در اصول از اين مسئله به اعتبار مبدأ تصديقى براى مسئله اصوليمان بحث مىكنيم چنان كه قبلا نيز اشاره داشتيم كه اين مسئله از مبادى بحث ما در ملازمات عقليّه مىباشد . « 3 »
19 - امر دوّم از بحث در مستقلّات عقليّه درباره چيست ؟
( 2 - انّه بعد فرض القول . . . فى محلّه القريب )
ج : مىفرمايد : در اينباره است ؛ برفرض كه بپذيريم حسن و قبح افعال ، ذاتى و واقعى است ، آيا عقل هم مىتواند وجوه اين حسن و قبح را مستقلّ از آموزش و بيان شارع درك كند يا نه ؟ « 4 » و بنا بر تقدير تمكّن عقل از درك وجوه حسن و قبح افعال آيا تبعيّت از اين
هامش
( 1 ) - مثل حكمت و حكيم بودن خداوند .
( 2 ) - يعنى عدليّه معتقدند ؛ انكار حسن و قبح عقلى انكار عدالت خداوند است و چون اينان معتقد به حسن و قبح عقلى افعال هستند بنابراين ، معتقد به عدالت خداوند مىباشند . و گرنه اشاعره منكر عدالت خداوند نيستند بلكه در نظر عدليه ( اماميّه و معتزلهء از اهل سنّت ) انكار حسن و قبح عقلى لازمهاش انكار عدالت خداوند است بنابراين ، اين اختلاف يك اختلاف كلامى و اعتقادى است .
( 3 ) - قبلا هم گذشت اگر حسن و قبح عقلى پذيرفته شد ، جاى بحث از ملازمه خواهد بود و گرنه بحث ، سالبهء به انتفاء موضوع خواهد شد . چنان كه بحث از حجّيّت نيز بر پايهء قبول ملازمه مىباشد .
( 4 ) - يعنى اختلاف در حسن و قبح ذاتى نيست . يعنى در اينجا همهء اصوليّون و اخباريّون قبول دارند كه حسن و قبح بعضى از افعال ذاتى و واقعى است ، ولى اختلاف در اين است ؛ اين حسن و قبح افعال كه ذاتى بوده و در علم خداوند معلوم بوده و خداوند براساس آنها حكم مىكند آيا قابل درك براى عقل هم مىباشد . آيا عقل مىتواند موارد آن را شمارش و احصاء كرده و نمودارش را ارائه دهد يا نه ؟
بنابراين ، اختلاف اخباريون با اصوليّون به غير از اختلاف اشاعره با عدليّه مىباشد . در واقع ، اخباريّون نيز در مقابل اشاعره هستند . زيرا معتقد به حسن و قبح ذاتى مىباشند .