درك عقل بدون آموزش و بيان شارع براى مكلّف لازم است يا مكلّف حقّ تبعيّت از آن را ندارد حال يا مطلقا حقّ تبعيّت ندارد يا در بعضى موارد ؟ « 1 »
اين مسئله يكى از مسائل مورد اختلاف بين اصوليّون و گروهى از اخباريّون بوده « 2 » كه بعضى از اخباريّون قائل به تفصيلند « 3 » كه در آينده مىآيد . « 4 » ولى اين مسئله نيز از مباحث علم اصول نبوده بلكه از مبادى مسألهء اصولى است . زيرا بدون قبول ادراك عقل نسبت به وجوه حسن و قبح ، صغراى قياسى كه از آن بحث كرديم محقّق نمىشود . « 5 »
البتّه تحرير و مورد جدا قرار دادن اين مورد به دليل مغالطهاى است كه براى بعضى از اخباريّون واقع شده است . و اگر بعد از تحرير صحيح مسألهء اوّل يعنى حسن و قبح ذاتى ،
هامش
( 1 ) - يعنى برفرض اينكه بپذيريم ؛ عقل توانايى درك حسن و قبح ذاتى بعضى افعال را دارد ولى آيا لازم است از اين درك عقل تبعيّت كرد يا به دليل اشتباه كردن عقل در دركش ، نبايد به آن اعتماد كرد و بلكه بايد منتظر بيان شارع بود تا عقل ، عملى را كه در علم خداوند داراى حسن ذاتى بوده قبيح ادراك نكند يا به عكس ؟
( 2 ) - گروهى از اخباريّون مثل محدث استرآبادى در « فوائد المدنيّة / 129 - 131 » و محدّث بحرانى در « الحدائق الناظرة / 128 تا 133 » و به نقل از شيخ انصارى از ايشان در « فرائد الاصول 1 / 32 ، 52 ، 55 » قائلند كه عقل قادر به درك حسن و قبح ذاتى افعال نيست . و گروهى معتقدند كه عقل قادر به درك حسن و قبح ذاتى افعال هست ولى نبايد به دليل خطا داشتن عقل از آن تبعيّت كرد . اصوليّون قائلند كه عقل قادر به درك حسن و قبح واقعى بعضى از افعال به نحو درك درست و همان گونه كه در علم الهى است بوده و بايد از اين درك عقل نيز پيروى كرد .
( 3 ) - مثل محدّث استرآبادى در « فوائد المدنيّة / 129 - 131 » و محدّث بحرانى در « الحدائق النّاضرة 1 / 128 تا 133 » بين احكام عقل ضرورى با احكام عقل نظرى فرق گذاشته و حكم عقل را در احكام عقل ضرورى قبول داشته ولى در احكام عقل نظرى به دليل آنكه عقل اشتباه مىكند قول ندارند .
( 4 ) - مبحث ثالث ، در « توضيح و تعقيب » .
( 5 ) - يعنى ادراك عقل به ملازمه بين حكم شرع و حكم عقل كه صغراى مبحث حجّيّت عقل مىباشد .