براى دفع اشكال نمىباشد . زيرا اگر مصحّح ، براى عبادى بودن طهارتهاى سهگانه ، عبارت از امر استحبابى نفسى تعلّق گرفته به آنها باشد ، آنوقت لازم است كه اين طهارتها را مكلّف فقط به قصد امتثال امر نفسى آنها انجام دهد و حال آنكه هيچ فقيهى چنين فتوايى نداده و انجام اين طهارتها را با قصد امتثال امر غيرى آنها كافى دانسته و بلكه بعضى از فقهاء گفتهاند ؛ اگر وقت واجب فرارسد ، صحّت طهارتهاى سهگانهاى كه نماز و ساير واجبات ديگر ، متوقّف برآن بوده ، وقتى است كه با قصد امتثال امر غيرى صورت گيرد . « 1 »
هامش
( 1 ) - اين اشكال در « كفاية الاصول 1 / 178 » آمده است ؛ مبنى بر اينكه وقتى عبادت بودن طهارات سهگانه ناشى از امر استحبابى باشد ، بايد آنها را به قصد قربت تنها و نه به قصد امر غيرى آنها انجام داد . مثلا وقتى مىخواهيم براى نماز ، وضوء بگيريم بايد نيّت شود كه وضوء را مىگيرم « قربة الى اللّه » و نه اينكه وضوء مىگيرم براى نماز ، يعنى نه وضوء واجبى كه مقدّمه نماز مىباشد و حال آنكه همهء فقها فتوا دادهاند كه وضوء را مىتوان هم به قصد قربت و هم براى نماز و به قصد امتثال امر غيرى يعنى با نيّت وضوى واجب براى نماز انجام داد و هر دو نيز صحيح است . بلكه بعضى گفتهاند ؛ بعد از داخل شدن وقت ، بايد وضوء را تنها به قصد امتثال امر غيرى انجام داد و اگر با قصد قربت تنها باشد ، صحيح نبوده و نماز با آن نيز صحيح نمىباشد . بنابراين ، اگر عبادى بودن طهارات از امر نفسى مستحبّى مىباشد ، چرا وضوء را مثلا با قصد امر غيرى نيز مىتوان انجام داد و حتّى بعد از دخول وقت در نظر بعضى از فقها بايد فقط به قصد امر غيرى انجام داد ؟